اهل سنت کرمانشاه :: نمايش موضوعات - آزادى مخالفت در سنت اسلام

`

آزادى مخالفت در سنت اسلام

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   اهل سنت کرمانشاه صفحه اول انجمن -> مقالات اسلامی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

hanefeh
کاربر فعال

وضعيت: آفلاين
15 آبان ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 393

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387 14:39:21    موضوع مطلب: آزادى مخالفت در سنت اسلام پاسخ همراه با اعلان

آزادى مخالفت در سنت اسلام






نوشته: عبدالوهاب لافندی ،برگردان:مهدی حجت
طبق نظر برخی مفسران غربی مدرن،مفهوم «آزادی» با معنای مدرن آن در گفتمان اسلام سنتی ناشناخته بود. واژه «آزاد» عمدتاً در مقابل «برده» به کار برده می شود. انسان آزاد صرفاً کسی است که بردهنباشد، و این دال بر مفهوم حقوقی واژه است تا سیاسی. در حالی که این ادعاها از برخیحقایق سخن می گویند، اما تماماً صحیح نیستند. کاربرد مدرن این واژه تا حد زیادی بهخاطر ظهور نظام های مستبد و خودکامه در اروپای قرون وسطی بود که همگان را برده خودمی ساخت، چیزی که جوامع اسلامی مجبور به دست و پنجه نرم کردن با آن نبودند. با اینحال شواهدی دال بر کاربرد اولیه این واژه به مفهوم سیاسی آن وجود دارد. عمر خلیفهدوم مسلمین در توبیخ نامه مشهور خود برای فرمانروای مصر، به او هشدار می دهد که باانسان های آزاد از طریق اجحاف بر آنها و انکار حقوق شان مانند بردگان رفتار نکند. این بدین معناست که آزادی نه صرفاً در اصطلاح حقوقی آن بلکه در اصطلاح سیاسی نیز بهفهم درآمده است.
هیچ معادل مستقیمی در زبان عربی برای واژهheresy وجودندارد. نزدیک ترین معادل برای این واژه ممکن است واژه بدعت یا «نوع آوری بدون مجوز» باشد، اما این مفهوم هیچگاه به روشنی تعریف نگردیده، و به آن جدیت واژهheresy درتئولوژی مسیحیت، به آن نگریسته نشده است. اسلام مانند همه مذاهب به جد از آنچه کهارزش ها و باورهای اصولی و محوری خود می داند پاسداری می کند. این واقعیت که جامعهاسلامی در صحنه جهانی به طور همزمان به عنوان یک جامعه مذهبی و سیاسی ظهور یافت بهاین معنی بود که پاسداری از راست آیینی نیز دقیقاً از همان ابتدا به یک موضوع سیاسیبدل شد. در واقع تمامی فرقه ها و مکاتب فکری مذهبی در اسلام به عنوان جنبش هایسیاسی یا در کنار زمینه منازعات سیاسی پدیدار گشتند. برای مثال تمایز مکاتبتئولوژیکی اولیه بر سر اینکه آیا فرد مومنی که مرتکب گناهی کبیره می گردد را بازمی توان هم کیش پنداشت منعکس کننده این مناقشات بود که آیا کسانی که قدرت سیاسی راغصب می کنند یا همنوعان مسلمان خود را می کشند را باز می توان مسلمان دانست.
این مساله به کلامی دیگر دارای بار معنایی سیاسی است، زیرا ماهیت جامعه سیاسی،شهروندی و حقوق مدنی را برای عضویت در جامعه مشروط می کند. انسانی که به عنوان فردرها¬کننده جامعه اعلام می شود، از حقوق و حمایت قانون محروم می گردد. این امرهمچنین میتواند حکم بحثانگیز مرگ برای کسانی که محکوم به ترک دین هستند را موجبشود.
این بحث از برخی خوانش ها و کنش های نخستینِ ظاهراً در تعارض با فرامینموکدتر برای حفظ آزادی عقیده، ناشی می شود. قرآن در آیه ای مشهور می فرماید: «درکار دین جای اجبار نیست». (سوره بقره آیه 256) این آیه با اظهارات قاطع بسیار زیاددیگر مورد تاکید قرار می گیرد مبنی بر اینکه پیامبر اسلام از هیچ حقی برای تحمیلرهنمودهای مذهبی به دیگران برخوردار نیست و اینکه اساساً کار او نیست که مردم ایمانمی آورند یا خیر. (قرآن، سوره غاشیه آیه 21، و سوره قاف آیه 45) وظیفه برتری برعهده او گذاشته شده ، یعنی ابلاغ پیامی که از جانب خداوند دریافت می نماید. (سورهشورا آیه 4Cool او نباید نفس شریف خود را برای هدایت مردم و استقرار پیام الهی به غمو حسرت بیندازد. (سوره فاطر آیه Cool همچنین اعلام شده که رسالت پیامبر عبارت است ازرسالت «آزادسازی تئولوژیکی»، برای اینکه او برای «رهایی انسان از گرفتاری¬ها، و غلو زنجیرهایشان» فرستاده شده است. این امر به محدودیت های شدید گنجانده شده در احکاممذهبی پیشین مربوط می شد.
این امر کاملاً و به اندازه کافی روشن و مبرهن است. با این حال پرسش این است که زمانی که پیام الهی پذیرفته شده و جامعه¬ای که خود رابر فرامین آن بنا کرده باشد موجودیت یابد چه اتفاق می¬افتد. آیا برای پاسداری ازوحدت و یکپارچگی این جامعه می توان به زور و اجبار متوسل شد؟ و تحت چه شراطی؟ دراین جا باز آموزه ها و نیز کنش ها پاسخ روشن و صریحی عرضه نمی دارند. در دوران حیاتپیامبر گروهی از افراد بودند که قرآن آنها را به عنوان ریاکاران مورد نکوهش قرارداده و بدتر از کافران اعلام نمود. (سوره منافقون آیه 1 تا Cool اما با این که برخیاز این افراد کاملاً شناخته شده بودند، هیچ مجازات سیاسی و یا مجازاتی دیگر علیهآنها اعمال نشد، به جز در مواردی نادر که مجازات اخلاقی اعمال می شد (منع آنها ازپیوستن به نیروهای نظامی یا سهیم شدن در احسان و نیکوکاری یا عدم شرکت پیامبر درمراسم خاک سپاری آنها). برعکس با آنها رسماً به عنوان اعضای اصلی جامعه با حقوقکامل رفتار می شد.
در حالی که ابوبکر خلیفه اول مسلمین بر تحمیل همسانی برایاقتدار سیاسی خود به عنوان رهبر جامعه از طریق کاربرد قوه قهریه در هر جا که لازمبود اصرار می ورزید اما رهبران بعدی که به همان میزان الگو و سرمشق پنداشتهمی شدند، این شیوه را دنبال نکردند. عثمان خلیفه سوم مسلمین از کاربرد قوه قهریهعلیه مخالفانی که قدرت او را به چالش می کشیدند امتناع ورزید اگرچه همین مخالفان بهخشونت متوسل شده و در نهایت او را به قتل رساندند. خلیفه چهارم مسلمین نیز متعهدبود تا مخالفانی را که قدرت او را نمی¬پذیرفتند به عنوان اعضای اصلی جامعه ازحقوق¬شان، از جمله حق تبلیغ دیدگاه¬های خود در ملاء عام، محروم نکند. البته او اینحق را مشروط کرده بود به اینکه فعالیت¬های آنها با خشونت همراه نباشد.
بنابراینروشن است که دیدگاه عموماً پذیرفته شده در دوران شکل¬دهنده راست¬آیینی اسلام اینبود که از کاربرد زور و اجبار تا جایی که ممکن است باید اجتناب ورزید. جدا از تلاشکوتاه مدت و نافرجام مامون خلیفه عباسی (833-813) برای تحمیل اصول جزمی تعیین¬شدهاز سوی حکومت، تئولوژی اسلامی و آموزه¬های مذهبی عمدتاً خارج از کنترل و اداره دولتتحول می¬یافتند. کلید این امر عبارت بود از مفهوم اجماع بر مبنای مباحثه آزاد کهبخش های کلیدی جامعه را شامل می شد. اجماع به معنی اتفاق¬آراء نبود. اجماع گستردهموجب می¬گردیده تا تکثری از تفسیرهای ممکن تحمل گردد. البته محدودیتی در شمولیت ایناجماع وجود داشت، زیرا خود این فرایند یک فرایند محروم ساز و نیز شمول¬گرا بود. بااین حال این اجماع به اندازه کافی وسیع و گسترده بود که تنها اقلیت های بسیار کوچکیرا شامل نمی شد.
برخی مکاتب فکری درون این اجماع وسیع و گسترده انحصارگراتر ازدیگران بوده¬اند، و در کشمکش¬های تجدید یافته بر سر تعریف و بازتعریف باورهایمذهبی، برخی گرایش¬ها بر سنت¬های انحصارگراتر تاکید داشته¬اند، در حالی که برخیدیگر سعی داشته¬اند بر تساهل و مدارا تاکید ورزند. ماهیت دفاعی گرایش نخست در پرتودرک این نکته قابل فهم است که اسلام در مراحل نخستین مدرنیته تحت محاصره و حملهبود. اما با محو شدن این تهدید پنداری، اکنون مشاهده می شود که تاکید بیشتر برآزادی و تساهل است.
مسلماً توصیه آزادی در اسلام بیشتر از خلاف آن است. اسلامبرخلاف تصویرسازی بسیاری از تحلیل گران، بر مسئولیت فردی به جای مسئولیت جمعی تاکیدمی ورزد. هر فرد انسانی در روز بازپسین به تنهایی با خداوند ملاقات خواهد کرد ومورد داوری قرار خواهد گرفت. (سوره اسراء آیه 13 و 14، سوره کهف آیه 48، سوره مریمآیه 95) بعلاوه اینکه انسان از دیگران تبعیت کند یا بر قدرت و اقتدار متکی باشدغیرقابل پذیرش است. (سوره احزاب آیه 67)
به طور خلاصه می توان گفت یافتن توجیهیدینی برای اعمال محدودیت ها بر آزادی از چشم اندازی اسلامی دشوار است. زیرا تعهددینی تنها در صورتی معتبر است که داوطلبانه و از روی اختیار باشد، و چون مسائلمربوط به مسئولیت دینی در نهایت بر انتخاب فرد مبتنی است، اجبار به هیچ وجه یکگزینه محسوب نمی شود. این دستور قرآنی که «در کار دین جای اجبار نیست» (سوره بقرهآیه 256) صرفاً یک توصیه و اندرز نیست. بلکه بیان یک حقیقت است.هر چیزی که اززورو اجبارناشی گردد پرواضح است که نمی تواند امری دینی باشد برگرفتهازپایگاه اطلاع رسانی اصلاح

http://www.55a.net/firas/farisi/?pag...select_page=26

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
تشکر کاربران
تشکر hanefeh از اين تاپيک 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   اهل سنت کرمانشاه صفحه اول انجمن -> مقالات اسلامی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
استفاده از مطالب اهل سنت کرمانشاه فقط با ذکر منبع بلامانع مي باشد .
Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.25 ثانیه