
امام علي ابن حزم - امام اندلس (اسپانيا)
(پرسش و پاسخ اسلامی)
توضیحی پیرامون مادر مومنان حضرت عایشه
(تریفه)
احکام سیگار کشیدن
(اهل سنت ایران)
مهارت مقابله با خشم
(تابش)
عرضه احادیث بر قرآن
(تارنمای ناجی کرد)
زیر پرچم لا اله الا الله
(اهل سنت)
دلایل عدالت صحابه درقران کریم
(تقوا)
تفسیر فی ضلال القرآن-سید قطب(به زبام فارسی)
(نوار اسلام)

نویسنده: امام یوسف قرضاوی
مترجم: عبدالعزیز سلیمی
چرا گروه ها و جناح های داخلی و خارجی با حرکت اخوان المسلمین دشمنی می ورزند؟
مسئولیت این عداوت بر عهده ی کدام طرف است؟ اخوان یا آن هایی که با اخوان دشمنی می ورزند؟
جلب رضایت همگان هدفی دست نیافتنی:
فکر می کنم در این جا بیان دو حقیقت دارای اهمیتی فراوان باشد.
اوّل: هیچ کس نمی تواند رضایت همه ی مردم را کسب نماید و از قدیم گفته اند: جلب رضایت همگان آرزویی دست نایافتنی است.
شاعری می گوید:
و من فی الناس یرضی کل نفس و بین هوی النفس مدی بعید
(کسیت که بتواند تک تک انسان ها را راضی نگاه دارد؟ در حالی که میان خواست ها و آرزوهای انسان ها فاصله بسیار است.)
چندی است که در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های منتسب به پیروان آیین زرتشتی تبلیغاتی وسیع صورت می گیرد برای گمراه کردن جوانان این مرز و بوم . اینان با حربه ی ناسیونالیسم ایرانی و روحیه ی ملیت دوستی به واپسگرایی و عقب ماندگی ملت و امت قسم یاد کرده اند . لذا برای تحذیر افکار جمعی به روشنگری در باره ی این آئین می پردازیم.
چند نکته را در رابطه با این دین خرافی و تحریفی لازم به ذکر می بینم :
۱- بیش تر سایت ها و وبلاگ های منتسب به پیروی از آیین زرتشت به این شعار " گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک " استناد می کند و آن را شعار آیین خود معرفی می کنند در پاسخ باید بگوییم که این شعار فطرت انسان هاست نه یک مذهب و آیین . هیچ انسانی به گفتار زشت و پندار زشت و کردار زشت متمایل نیست و حتی فاسق ترین و گناه کارترین انسان ها از صمیم قلب و از عمق فطرت خود از آن متنفر است . از طرفی مگر پیروان آیین های دیگر به غیر از این سه شعار دعوت کرده اند که اکنون تنها منادی آن ، آیین زرتشت باشد ؟...
گردآوری: عبدالله کرمانشاهی- کرمانشاه
سید قطب جامعه را به دو نوع جاهلی و اسلامی تقسیم می کند و می گوید : «امروز در جاهلیتی به سر می بریم که به هنگام ظهور اسلام وجود داشت و بلکه تاریک تر از آن، تمامی آن چه در اطراف ماست جاهلی است، تصورات و عقاید مردم، عادت ها و سنت های آن ها و منابع فرهنگ آن ها و...ما باید از زیر فشار جامعه ی جاهلی و رهبری جاهلی رهایی یابیم. وظیفه ی ما این است که اولاً تحولی در درون خود به وجود آوریم تا بر اساس آن بتوانیم جامعه را دگرگون کنیم.»
اسلام بیش از دو جامعه نمی شناسد: «جامعه جاهلی» و «جامعه اسلامی». جامعه اسلامی، جامعه ای است که در تمامی ابعاد عقیده و عبادت، شریعت و احکام، سلوک و اخلاق، اسلام در آن تحقق یافته است. و جامعه ی جاهلی جامعه ای است که به اسلام عمل نمی کند. نه اعتقادات به تصوراتش از اسلام است و نه ارزش ها و ضوابطش و نه نظام و قوانینش و نه سلوک و اخلاقش.
استاد کاک حسن امینی
بحثی که امشب قرار است من دربارهی آن بحث کنم بحثی است که بحث روز است، و موضوعی است که ابهامات زیادی دارد یا حداقل در آن ابهام ایجاد میکنند این موضوع عبارت است از: اسلام و کُرد یا کرد و اسلام و به عبارتی دیگر دین و ملیت و به عبارتی دیگر مسلمان بودن و کرد بودن است. آیا مسلمان بودن و کرد بودن با هم جور در میآیند یا نمیآیند؟ اگر با هم جور در نمیآیند کدام را باید انتخاب کنیم؟ اگر با هم موافقاند این توافق چگونه حاصل شده است؟ بدیهی است برای مایی که هر دوی اینها (مسلمان و کرد) هستیم دوست داریم این دو با هم تضادی نداشته باشند. اگر فرضاً این دو با هم نسازند در آن صورت تکلیف ما چیست؟ الآن این بحثی است که در تمام کردستان- هر چهار پارهی آن- بحث داغی است: کُرد یا مسلمان، بین این دو « یا» به کار میبرند. و گاهی اوقات بعضی افراد میخواهند بین آنها آنقدر فاصله بیندازند که اصلاً با هم جور درنیایند. امشب میخواهیم کمی در این مورد بحث کنیم چون همانطوری که عرض کردم مایی که در این مسجد جمع شدهایم هر دوتای اینها هستیم مشخص است که کُردیم و قطعاً مسلمان هم هستیم که به مسجد آمدهایم.
اولاً باید شناختی ابتدایی در بارهی این مفاهیم داشته باشیم بعد بیاییم رابطهی این دو را مورد بررسی قرار دهیم
علامه مصطفی حسینی طباطبائی
دروغپردازي دربارة شخصيت نامدار تاريخ، براي همة مردم جالب نيست و هميشه مورد استقبال قرار نميگيرد، از اين رو در غرب، تهمتهايي که به پيامبر بزرگوار اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- زده شد، مقبول عموم دانشوران نيافتاد. البتّه در غرب هم مانند سرزمينهاي ديگر، اشخاص متفکّر و محقق و شجاعي يافت ميشوند که به پژوهش در احوال شخصيتهاي برجستة عالم، علاقه نشان ميدهند، اين افراد از قبول شايعات بياساس معمولاً خودداري ميورزند و چنانچه در خلال پژوهشهاي خويش دريابند که بزرگان تاريخ، مورد تهمت و افتراء قرار گرفتهاند، دامن همّت به کمر زده و سخت از آنان دفاع ميکنند و دروغهاي دشمنانشان را افشاء ميسازند. محقّقان مزبور را در حقيقت بايد از پاسداران تاريخ و نگهبانان راستي و فضيلت شمرد و از احترام بلکه افتخار به آنان کوتاهي نکرده بويژه که اين عدّه در طي طريق خود، اغلب گرفتار سختيها و رنجها و بيمهريهاي فراوان مي شوند.
باري در مغرب زمين دوراني فرا رسيد که تهمتهاي قرون وسطايي نسبت به پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- از سوي عدّهاي مورد تکذيب و تقبيح قرار گرفت و محققّان بسياري پيدا شدند که بر خلاف دوران گذشته، در احترام و تجليل از پيامبر ارجمند اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- تا حدود زيادي کوشيدند و از غرضورزي و ناداني اسلاف خويش عذر خواستند.
پارهیِ دوم: پرسش و پاسخ
منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی
بعضاً فلسفهی اگزیستانسیالیسم را فلسفهی مرده مینامند، بهنظر میرسد فلسفهی روز، پراگماتیسم یا «عملگرایی» باشد، در چنین وضعی، آیا واقعیت رد کردن اسطوره و مراتب فلسفه نخستین میباشد یا خیر؟ آنچه به صورت جهانی و بهروز مطرح است کدام است؟
قسمت اول سوال را من خوب فهم نکردهام ولی در باب اینکه کدام فلسفهی روز است، در ابتدا هم سخنانی بیان کردم، واقعیت این است که امروز فلسفهی اگزیستانسیالیسم فلسفهی مردهای نیست، مخصوصاً که «فلسفهی انسان جدید» در حال تکون است که عمدتاً ریشه در اگزیستانسیالیسم دارد و این ادعا که اگزیستانسیالیسم، فلسفهی مردهای است به نظر من درست نیست.
آلبر کامو میگوید «من ناامید نیستم، ولی از امید محروم هستم» سارتر بیان میکند که «آزادی بههیچوجه محدود نیست، یا محروم بودن از امید یا آزادی بخصوصی، چگونه میتوان این تناقص را حل کرد؟ هر دو اشتراک عقیده دارند؟
مقایسهای بین اندیشههای پست مدرن و سنت گرایی
نویسنده: حسین شقاقی
در این مقاله درصدد آنیم که سنتگرایی و پست مدرنیسم را از دو جهت با یکدیگر مقایسه کند: اول از حیث توجه هر کدام به سنت و آموزههای سنتی و ارجاع به گذشته و دوم از حیث نگاه انتقادیای که هر کدام از آنها به مدرنیته و نگرش مدرن دارند. در مورد اول سنت را از نگاه سنت گرایی تعریف میکنیم و به تفاوت سنت در اندیشه پست مدرن و سنتگرایی اشاره میکنیم. به طور خلاصه میتوان گفت مهمترین این تفاوتها در این است که در نگرش پست مدرن سنت در کنار خرده روایتهای دیگر مطرح میشود، بر خلاف سنتگرایی که سنت در آن محوریت دارد. در مورد دوم نیز خاطرنشان خواهیم کرد که انتقاد هر دو گرایش فکری به مدرنیته ناظر به وقایع و پدیدههای یکسانی است که مولود نگرش مدرن و روشنگری است ولی در نهایت راه حل ارائه شده هر کدام از آنها (سنتگرایان و پست مدرنها) تفاوتهایی دارد که منبعث از تفاوت در هستیشناسیای است که سنتگرایان اختیار کردهاند.
(نگاهی انتقادی-تاریخی به ریشهیابی خشونت، تندروی و تروریسم در جهان اسلام)
اقتباس و ترجمه: سلمان ایرانی*
اشاره: در آستانهی هشتمین سالگرد حادثهی 11سپتامبر هستیم و روشن است که درپی انفجار برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در 2001 نیویورک و به دنبال آن حمله و اشغال افغانستان و عراق به وسیلهی نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا، بحث خشونت و تروریسم و رابطهی آن با اسلام و گروههای اسلامی در گسترهی وسیعی از طریق رسانههای ارتباط جمعی غربی دامن زده شده و نیز از طریق عناصر سکولار تندرو ضدّ دین و انحصارطلب در کشورهای اسلامی (خاورمیانه) -آگاهانه و ناآگاهانه- تکرار میشود؛ بهطوریکه اکنون این موضوع به عنوان گفتمانی مسلط در آمده است.
موضوع بحث تروریسم پس از حادثه 11 سبتامبر سال 2001 و حتی یک دهه قبل از آن یکی از محورهای اساسی علوم گوناگونی چون روابط بینالملل و علوم سیاسی بوده و در حیطهی کاری کشورهای موافق و مخالف این جریان قرار گرفته است. مقالهای را در اینترنت در موضوع تروریسم مطالعه نمودم متعجب شدم که چرا باید در مکان پاسخگویی به اتهامی باشیم که در مورد تروریسم بودن به ما وارد میکنند و در جواب باید بگوییم: «نترسید ما مسلمانیم».