اهل سنّت کرمانشاه: مطالب قرآني

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

نویسنده:استاد ابوالحسن الندوی
مترجم:سیدهاشم موسوی
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۵۹﴾بقره:
 یا همچون کسی که ا زکنار دهکده ای گذر کرد، در حالی که سقف خانه ها فرو تپیده بود ودیوارهای ان ها فرو ریخته بود؛ گفت : چگونه خدا ( اجساد فرسوده و هم پاشیده ی مردمان این جا) را پس از مرگ انان زنده میگرداند؟ پس خدا او را صد سال میراند وسپس زنده اش گرداند و(به او) گفت: چه مدت درنگ کرده ای ؟ گفت (نمیدانم شاید) روزی یا قسمتی از یک روز . فرمود:( نه)بلکه صد سال درنگ کرده ای .به خوردنی و نوشیدنی ات
(که همراه داشتی) نگاه کن ( وببین با گذشت این زمان طولانی به اراده ی خدا ) تغییر نیافته است و بنگر به الاغ خود (که چگونه از هم متلاشی شده است . ما چنین کردیم) تا تو را نشانه ی( کویایی از رستاخیز) برای مردمان قرار دهیم .

پنجشنبه، 14 آبان ماه ، 1388
نویسنده: شیخ محمد علی صابونی
ترجمه: محمد بهاء الدین حسینی
قرائت متواتر از طریق حفظ کامل قاریان و حافظان مشهور قرآن به ما رسیده است.
آنان؛ پیشوایانِ امانتدارِ حفظ و قرائت به شمار می آیند که قرائت های گوناگون شاگردان مخلص پیامبر را برای جوامع اسلامی نقل کرده اند. آن قاریان بزرگوار در دانش و تعلیم و تربیت با فضل بوده و گوی سبقت را ربوده اند. پیامبر- صلوات الله و سلامه علیه- فرمود: (بهترین شما کسی است که قرآن یاد می گیرد و آن را به مردم می آموزد.)
شیخ ابوالیسر، عابدین، نام قاریان هفتگانه را در این دو بیت چنین سروده است:
(نافع، ابن کثیر، عاصم، حمزه، ابوعمرو، ابن عامر و کسایی. این هفت نفر پیشوایان هفتگانه ی –بلامنازعِ- علم قرائت هستند.)(1)
اینک شرح کوتاهی در موراد مشخصات این بزرگواران:
1- ابن عامر، عبدالله یحصبی تابعی، مکنی به ابوعمران، در زمان حکومت ولید پسر عبدالملک قاضی دمشق بود. وی قرائت را از مغیره پسر ابوشهاب مخزومی، او نیز از عثمان بن عفان و او هم از محضر پیامبر یاد گرفت. به سال 118ه.ق.در دمشق در گذشت.
دوشنبه، 16 شهريور ماه ، 1388
نویسنده:دكتر ابو عاصم عبدالعزيز عبدالفتّاح قاری
مترجم:عبدالكريم محمدی
گفتن «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» قبل از شروع در تلاوت واجب است، زیرا خداوند عزّوجل فرماید :
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ (نحل / 98)
یعنی ، چون خواستی قرآن بخوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.
از رسو‌ل‌الله)ص)در این مورد، دو صیغه وارد شده است :
1- «أعُوذُ بِاللهِ مِنَ ألشَّیْطَانِ ألرَّجِیمِ».
2- «أعُوذُ بِاللهِ ألسَّمِیعِ ألعَلِیمِ مِنَ ألشَّیْطَانِ ألرَّجِیمِ».
هر کدام از این دو، مطابق سنت است.
گفتن «بسم الله ...» اول هر سوره، واجب است بخصوص اول فاتحه در نماز و صیغه آن، چنانکه در قرآن آمده : «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» است؛ لذا آیه‌ای از قرآن است به خلاف « أعُوذُ بِاللهِ...».
هنگام تلاوت قرآن، بر حاضران واجب است ساکت باشند و از مشغول شدن به كار دیگری در اثنای قراءت خودداری کنند.
پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1388
نویسنده:ابوالحسن علی ندوی
ترجمه:محمد قاسم قاسمی
تحت این عنوان حکایاتی از صحابه کرام و ائمه مجتهدین و علمای راسخ العلم و اهل دل و عارفان بزرگ ذکر می‌کنیم تا بدانیم که چگونه بزرگان دین به قرآن مجید عشق و علاقه داشتند و چقدر به ادب و تعظیم آن پایبند بودند و با چه لذت و حلاوتی آن را تلاوت می‌کردند. این سلسله را با خود رسول اکرم  آغاز می‌کنیم که قرآن بر وی نازل شده است:
حضرت عبدالله بن مسعود روایت می‌کند: «روزی حضرت رسول اکرم به من فرمود: برایم قرآن بخوان. عرض کردم: آیا برای شما بخوانم در صورتی که قرآن بر خود شما نازل شده است؟! فرمود: آری، می‌خواهم آن را از دیگران بشنوم» ابن مسعود می‌گوید: «من سوره نساء را تلاوت کردم؛ وقتی به این آیه رسیدم:
فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا
 (نساء / 41)
«چگونه خواهد بود زمانی که ما از هر امتی یک گواه بیاوریم و تو را بر اینان به طور گواه بیاوریم؟».
یکی از اهل مجلس مرا متوجه کرد، وقتی سرم را بلند کردم، دیدم که اشک از چشم‌های مبارک سرازیر است».
چهارشنبه، 31 تير ماه ، 1388
نویسنده:ابوالحسن علی ندوی
ترجمه:محمد قاسم قاسمی
صحیفه‌های آسمانی قبل از قرآن مجید مورد تحریف و تغییر قرار می‌گرفتند، زیرا خداوند متعال حفظ و بقای آنها را به عهده نگرفته بود. بلکه این کار را به عهدة علما آن زمان گذاشته بود. از طرفی دیگر نیاز بشریت به صحف گذشته فقط تا یک زمان معینی تعلق گرفته بود.
قرآن مجید در همین خصوص می‌فرماید:
‏ إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ‏(مائده / 44)
«به درستی که ما توراتی را که دارای هدایت و نور بود فروفرستادیم. پیغمبران فرمانبردار و مشایخ و علما به وسیلة آن به یهودیان حکم می‌کردند. چرا که آنان به عنوان محافظین کتاب خدا تعیین شده بودند و بر آن گواه بودند».
چهارشنبه، 31 تير ماه ، 1388
نویسنده:ابوالحسن علی ندوی
ترجمه:محمد قاسم قاسمی

یکی از ابعاد اعجازی قرآن مجید این است که عقاید و اندیشه‌های فرق گوناگون نصاری را با دقت و قاطعیت بیان می‌کند و به نکاتی که عموم مردم از آن آگاهی ندارند تأکید می‌نماید، شایان ذکر است، مطالبی که قرآن مجید درباره عقاید و اختلافات آنها نقل کرده است، بسیاری از یهود آن را قبول نمی‌کردند اما منابع دینی آنها که اکنون به کثرت منتشر می‌شوند بیانات قرآن را کاملاً تصدیق می‌نماید. و حقایق شگفت‌انگیزی در این خصوص به اثبات می‌رسد. و چنین معلوم می‌شود قرآن مجید درباره آنها هر تعبیری که به کار برده کاملاً دقیق و بجا بوده است درباره بعضی اشخاص و وقایع قرآن مجید به نکاتی تأکید می‌نماید یا بعضی مسایل را نفی‌ می‌کند همه به این علت است که یهود و نصاری آن را قبول نمی‌کردند، هدف قرآن مجید رد بر آنها است.
در این خصوص به سه مثال اکتفا می‌شود:
1- قرآن مجید حضرت سلیمان را از کفر تبرئه کرده و فرموده است:
وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ( (بقره / 102)
«و سلیمان هرگز کفر نورزید بلکه شیاطین کفر ورزیدند».
چهارشنبه، 31 تير ماه ، 1388
نویسنده:محمد بن جميل زينو
1- مشروع بودن سفارش پدر به پسرش، جهت انجام کارهایی که در دنیا و آخرت برای وی سودمند است.
2- اول باید از توحید شروع کرد و از هر کار شرک‌آلودی او را برحذر داشت؛ زیرا شرک ظلم است و اعمال انسان را باطل می‌کند.
3- شکرگزاری خداوند و والدین واجب است و باید به پدر و مادر نیکی کرد و با آنان خوش‌رفتار بود.
4- اگر اطاعت از کسی باعث نافرمانی خالق شود، نباید فرمان آن شخص را پذیرفت؛ زیرا اطاعت از دیگران فقط در کارهای نیک و پسندیده جایز است.
5- تبعیّت از راه مؤمنان موحّد، واجب است و نباید از بدعت‌گذاران پیروی کرد.
6- باید در آشکار و پنهان، خدا را حاضر و ناظر دانست، و کارهای خوب و بد را حتی اگر کوچک و ناچیز باشند، نباید تحقیر نمود.
7- باید نماز را با تمام ارکان و واجبات ادا کرد.
8- واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر همراه با مهربانی و خیراندیشی، در حد توان.
دوشنبه، 22 تير ماه ، 1388
نویسنده:عبدالله ناصح علوان
ترجمه:محمد صالح سعیدی
خداوند در قرآن می فرماید:( كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ)بقره/180 بر شما نوشته شده است که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالی بجا گذارد در حق پدر و مادر و خویشاوندان به نیکی وصیت کند. علما و مفسران قرآن اتفاق نظر دارند بر اینکه در این آیه مراد از کلمه ی(خیراً) مال است، و قرآن کریم از زبان حضرت موسی(ع) می گوید:(فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ)قصص/24 پس موسی گفت: پروردگارا من نیازمند مال و نعمتی هستم که برایم فرو فرستی. و در آیه ای دیگر می فرماید:(‏ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ)عادیات/8 و بیگمان او سخت مال دوست است. پس قرآن کریم در آیات کریمه کلمه ی خیر را ذکر فرموده و مراد از آن مال است، و این خود اشاره ی لطیف و زیبایی است به اینکه مال زمانی دارای ارزش و اعتبار است که در جهت خیر و نیکی بکار برده شود و در راه خیر خرج گردد.
سه شنبه، 9 تير ماه ، 1388
نویسنده:شیخ محمد علی صابونی
مترجم: محمد بهاءالدین حسینی
اولین آیاتی که نازل شد، همان پنج آیه ی سوره ی علق است که در حدیث بخاری با آن اشاره شده؛ و آخرین آیه این است که می فرماید:(وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ) بقره/281{ از روزی پروا کنید که در آن؛ به سوی خدا بازگردانده می شوید، سپس به هر کسی پاداش آن چه به دست آورده به تمامی داده می شود و آنان مورد ستم قرار نمی گیرند.} این برترین و درست ترین نظری است که علما آن را برگزیده اند و-خصوصاً- یکی از آنان شیخ سیوطی است که به نقل از نسائی از عکرمه و او نیز از دانشمند شایسته و درستکار این امّت، عبدالله پسر عباس(رض) روایت می کند که:( آخرین پیام از جهت نزول، آیه ی 281 سوره ی بقره است که حضرت رسول نُه روز پس از نزول آن، در شب دوشنبه، سوم ماه ربیع الاوّل به رفیق اعلی پیوست.)1
و اما نظر برخی که گویند: آخرین پیامی که نازل گشت، این آیه بوده:(...الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا...) مائده/3
سه شنبه، 2 تير ماه ، 1388
نویسنده: امام یوسف قرضاوی
مترجم: دکتر احمد نعمتی
سؤال- چنانکه دانشمندان می گویند: رنگ آسمان نتیجه برآیند و تلفیق چند رنگ است، که سرانجام رنگ آبیِ مورد مشاهده ی ما از آن پدید می آید، خداوند متعال نیز، در قرآن می فرماید:
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿17﴾وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ ﴿18﴾ (آیا به شتر نمی نگرد که چگونه آفریده شده و به آسمان که چگونه بر افراشته شده؟)
بیان این مطلب چگونه است؟
جواب: حقیقت این است آنچه دانشمندان علوم طبیعی می گویند که رنگ آسمان زائده چند رنگ است؛ نه با آن آیه که برادرمان بدان استشهاد نموده است و نه با هیچ آیه ی دیگری در تعارض و تناقض نیست... ما مسلمانان باید به علوم تجربی که بر پایه ی مشاهده و تجربه استوار است، احترام بگذاریم. اسلام نیز نه فقط آن علم را تأیید نموده، بلکه امّت اسلامی را به فراگیری آن دعوت می نماید، و به ما دستور می دهد که در یادگیری چنین دانشی بر دیگران فائق آییم و پیشی بگیریم.
دوشنبه، 1 تير ماه ، 1388
اينک سومين قسمت از تعريف واژه اهل که با واژه بيت ترکيب شده است مي پردازم:

اهل بيت هر چند که از دو کلمه تشکيل شده است اما يک تک واژه محسوب مي شود و به معني "زن " است. در قرآن کريم اين واژه 3 بار تکرار شده است: يکبار به صورت نکره و دو بار به صورت معرفه. اما قبل از پرداختن به ايات مورد نظر ، مختصري درباره اسم هاي نکره و معرفه ارايه مي کنم:

اسم هايي كه بر شخص يا شيء نامشخصي دلالت دارند، نكره ناميده مي شوند: كتاب, كدام كتاب؛ مشخص نيست.
اسم هايي كه بر شخص يا شيء مشخصي دلالت دارند، معرفه ناميده مي شوند: قرآن مجيد ، مشخص است چه كتابي است.

سه شنبه، 11 فروردين ماه ، 1388

شیخ التفسیر حضرت مولانا نعمت الله توحیدی (رحمه الله علیه)

بندگان مخلص در تمام مراحل زندگی برای حل مشکلات و مصائب و جلب منافع فقط خداوند متعال را فریاد زده‌اند، و او تعالی به فریاد آنها رسیدگی فرموده است. از باب نمونه، سیرت طیبة حضرت یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل الله علیهم الصلاة والسلام را که در قرآن مجید صراحتاً بیان شده است ذکر می‌کنم. هنگامی که برادران یوسف (ع) نسبت به او حسد ورزیدند و با ترفند و نیرنگ او را از پدر بزرگوارش جدا کردند و در چاه انداختند و گزارش بسیار ناگوار و تلخ را به پدر بزرگوارشان حضرت یعقوب (ع) ابلاغ نمودند که حضرت یوسف را گرگ خورده است، در این موقع حساس پیامبر گرامی حضرت یعقوب (ع) در جواب فرزندانش فرمود که از قرائن معلوم می‌شود که گزارش شما صحت ندارد و آنچه شما کرده‌اید مطابق نفس اماره شما بوده است و در این موقع حساس من از صبر جمیل کار می‌گیرم و نتائج امور را بخداوند متعال تفویض می‌کنم چون که او فریادرس فریادکنندگان است.

جمعه، 23 اسفند ماه ، 1387

نویسنده: کمال روحانی
دکتراحمد قاضی که درزمینه اعجاز قرآن وسنت تحقیق میکند درمورد تأثیرات قرآن وقرائت بر بیماران عصبی نظرات خود را این گونه بیان میکند که:«وَنُنَزِلُ مِنَ القُرآنِ ما هُو شِفاءُ ورَحمَةٌ للمؤمنین...» ((ماآیاتی را ازقرآن فروفرستادیم که مایه ی بهبودی دلها (ازبیماریهای نادانی وگمراهی وپاک سازی درونها ازکثافات هوی وهوس وتنگ چشمی وآزمندی وتباهی) ورحمت مؤمنان (به سبب در برداشتن ایمان ورهنمودهای پرخیروبرکت یزدان است))اسراء/82
برای اینکه به اثرهای قرآن بربیماران عصبی وآرامش روان پی ببریم به تحقیقاتی برروی بیماران عصبی ازمسلمین وغیرمسلمین دست زدیم ، بیماری روانی به گونه ای است که تأثیرفراوانی برجسم وبدن دارد ومی توان گفت روان وجسم آدمی رابطه مستقیمی با هم دارند .برای این کارگروهی ازمسلمانان وگروهی ازغیرمسلمین راکه دارای اختلال دراعصاب بودند برگزیدیم وبه اندازه گیری وتحقیق برویژگی های جسمی وحالت های ظاهری آنان پرداختیم سپس آنها رابه اتاقی انتقال دادیم که در آن سکوت مطلق برقرار بود وکلیه موادآزمایشی وایجاد آرامش روحی رابر روی آنها انجام دادیم بعدازاین مرحله دوباره به معاینه وضع جسمی وبدنی آنها روی آوردیم وآن رابا محاسبه قبلی مقایسه نمودیم سرانجام مشاهده کردیم که نتیجه آزمایش عکس بوده وهیچ از فشار عصبی آنان نکاسته است .

پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1387

همان طور که در قسمت نخست اشاره شد واژه " اهل " در قرآن 62 بار به صورت ترکيبي با کلمات " الکتاب " , " الانجيل " , "البيت " , " الذکر " , " القري " , " القريه " , " المدينه " , " مدين " , " يثرب " , " النار " , "التقوي " , " المفغفره " آمده است.

اهل الکتاب: يهودي و مسيحيان
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ المائده 68 : بگو اي يهوديان ومسيحيان شما هيچ نخواهيد بود مگر ان که تورات وانجيل وانچه از سوي پروردگارتان برايتان نازل شده است اجرا نماييد...
اهل الانجيل: مسيحِِيان
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ المائده 47: بايد مسيحيان به چيزي حکم کنند که خدا در انجيل نازل کرده است ...

دوشنبه، 19 اسفند ماه ، 1387

واژه " اهل " در قران بيش از 60 بار همراه با ضماير " ه " , " ها " , " هن " , " هم " , " ک " , " کم " , " ي " و " نا" آمده است و همچنين 62 بار نيزبه صورت ترکيبي با کلمات " الکتاب " , " الانجيل " , "البيت " , " الذکر " , " القري " , " القريه " , " المدينه " , " مدين " , " يثرب " , " النار " , "التقوي " , " المفغفره " آمده است.

به طور کلي اين واژه هم دلالت بر "جمع " و هم "مفرد" دارد.اين آيات انسان ها يا مردم را مورد خطاب قرارد مي دهند. گاهي گروه بزرگي از اجتماع و گاهي نيز فقط يک نفر را مورد خطاب قرار مي دهند.
1. ساکنان يا مردمان:
"وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ" بقره 126: و آنگاه که ابراهيم گفت: خداي من اين سر زمين را امن گردان و ساکنان ان را از ميوه هاي ان بهره مندشان گردان...

2. فرمانروايان:
"وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا" نساء 75: چرا بايد در راه خدا و نجات مردان زنان وکودکان بي پناه نجنگيد که ميگويند پروردگارا مارا از اين سر زميني که حکام ان ستمگرند نجات ده و از جانب خود حامي و ياوري براي ما بیاور.

يكشنبه، 18 اسفند ماه ، 1387
ورود به انجمن سایت
ورود به انجمن سایت اهل سنّت کرمانشاه
آمار کاربران
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
مترجم سایت
Translation
مقالات جدید سایت رسول الله