امام علي ابن حزم - امام اندلس (اسپانيا)
(پرسش و پاسخ اسلامی)
توضیحی پیرامون مادر مومنان حضرت عایشه
(تریفه)
احکام سیگار کشیدن
(اهل سنت ایران)
مهارت مقابله با خشم
(تابش)
عرضه احادیث بر قرآن
(تارنمای ناجی کرد)
زیر پرچم لا اله الا الله
(اهل سنت)
دلایل عدالت صحابه درقران کریم
(تقوا)
تفسیر فی ضلال القرآن-سید قطب(به زبام فارسی)
(نوار اسلام)
عبدالکریم محمدی
آیت الله برقعی و علامه حسینی طباطبائی
هر چند بنیاد دیانت با سرشت آدمی پیوند دارد و از اینرو در همة جای زمین و در میان همة اقوام، به نحوی، از دینداری اثری دیده میشود و هر چند که با تفکّر در پدیدههای آفرینش، بدلیل «هدفداریها» و «پیشبینهایی» که در ساختمان موجودات ملاحظه میکنیم، میتوان به وجود خداوند و صفات او پی برد ولی روی هم رفته، رفتار دینداران در جلب نظر مردم نسبت به بنیاد دیانت بسیار مؤثر شمرده میشود بویژه که دینداران مزبور از طبقة روحانیّون یعنی دعوتگران به مذهب باشند که روشن اندیشی و پاکزیستی ایشان میتواند عامل مؤثّری در جذب قلوب بسوی دین بشمار آید همانگونه که خرافی بودن و فساد اخلاقی این طبقه، آثار بسیار بدی در دور کردن مردم از دیانت بجای مینهد.
در جهان مسیحیّت بعلّت روش خشونتبار روحانیّون در گذشته، و بدلیل اندیشههای موهومی که هماکنون نیز کلیسا عرضه میکند، بسیاری از مردم متمدّن نسبت به اساس دیانت بدبین و بیاعتقاد شدهاند و حتّی افراد فراوانی به الحاد گراییدهاند. و اگر از سر انصاف بنگریم هرگز نمیتوانیم کلیسا را در برابر این انحراف، تبرئه نموده و مسؤول نشماریم.
اشاره: سوال فوق از جمله سوالاتي است كه غالبا از زبان منتقدان در برخي از محافل طنين انداز مي گردد و جوانان مسلمان را در برابر آن همه علمپروري و كتاب دوستي دچار حيرت مي گرداند، مقاله حاضر اين اتهام ناروا را با اسناد غير قابل ترديد رد مي نمايد.
اتهام كتابسوزي كتابها و كتابخانه هاي ايران و مصر، افسانه اي بيش نيست و تا قرن ششم هجري و شكست اروپائيان در جنگهاي صليبي و آغاز دروغ پردازي و شايعه سازي عليه اسلام و مسلمين هيچ مسلمان و يا نامسلماني نگفته و ننوشته كه حتي يك كتاب هم بوسيله فاتحين مسلمان سوخته شده باشد. و در قرن ششم عيسويان اروپا بعد از آنكه در فاجعه اندلس و قتل عام مسلمانان به اعتراف مورخ معروف مسيحي جرجي زيدان در كتاب «تمدن اسلام» (1) هشتاد هزار كتاب را آتش زدند و در حمله به شام و فلسطين نيز سه مليون كتاب را به آتش كشيدند و در جنگهاي صليبي هم دچار آن شكستها و سرافكندگيها گرديدند يكي به خاطر پوشانيدن ننگ و عار كتابسوزي خويش در اندلس و شام و فلسطين و ديگري بخاطر پوشانيدن ننگ و عار خويش كتابسوزي خويش در اندلس و شام و فلسطين و ديگري بخاطر معيوب نشان دادن فتوحات اسلامي و تبليغات ناروا عليه مسلمانان و جبران شكستهاي روحي و معنوي جهان مسيحيت، براي اولين بار (توجه فرماييد براي اولين بار) يك نفر مسيحي در سال 602 هجري بنام عبداللطيف در سفرنامه خود بنام «الافادة و الاعتبار» به هنگام بازديد از عمودي كه در محل كتابخانه اسكندريه مشاهده كرد چنين نوشت: « گفته مي شود رواقي بر اين عمود استوار بوده كه ارسطو!! در آن رواق تدريس مي كرده است و در اينجا كتابخانه اي بوده كه عمرو بن عاص به اشاره خليفه آن را سوزانيده است» در صورتي كه عموم مورخين متفق هستند كه ارسطو هرگز به اسكندريه نيامده و در آنجا مورخ نبوده و همچنين اتفاق دارند بر اينكه در زمان فتح مصر بوسيله عمرو بن عاص در اين كتابخانه كتابي وجود نداشته است.
بسیار دیده و شنیده ایم که دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه ، آیه ی 282 سوره مبارکه بقره را دستاویزی برای طعن نسبت به قرآن قرار می دهند و به زعم خود تصور می کنند که قرآن را به چالش کشانده اند .
آیه چنین می فرماید : « وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى » « و دو نفر از مردان خود را به گواهي گيريد ، و اگر دو مرد نبودند ، يك مرد و دو زن ، از ميان كساني گواه كنيد كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند . ( اين دو زن به همراه يكديگر بايد شاهد قرار گيرند ) تا اگر يكي انحرافي پيدا كرد ، ديگري بدو يادآوري كند »ابتدای آیه در رابطه با عقد اسناد و احکام مربوط به دادن وام می باشد بدنبال آيات قبلي سوره در طرد وامهاي ربوي و تأكيد بر رعايت حال بدهكار آية)0( ، در اينجا وام گرفتن به طريق صحيح را مورد نظر قرار داده، در اطراف ثبت و ضبط آن - بطوريكه حق هيچكس پايمال نشود - راهنمايي مينمايد. در اين سلسله آيات - كه به مانند آيات مربوط به ربا منظماً تقوايِ خدا را يادآور ميشود - قوانين مربوط به ثبت معاملات كه اصول ثبت اسناد امروزي را تشكيل ميدهد، ارائه گشتهاست. به عبارت ديگر، مؤمنان را اِرشاد عقلي مينمايد كه در روابط مالي خود با افراد چنين منظم باشند. در متن آيه واژة «دِين» به كار رفته كه نه فقط قرض، بلكه شامل هر نوع مبادلة مالي است. بعنوان مثال، هر نوع اجاره هم دِين مستأجر نسبت به موجر را پيش ميآورد.
در مورد تعدد زوجات سخن ها بسیار رفته و گاهی به حق اصابت کرده و گاهی هم از جاده ی انصاف خارج شده است . باید دانست که تعدد زوجات در اسلام یک راهکار است نه یک قانون . حتی خود ازدواج هم قانون قرآن نیست بلکه سنت رسول الله (ص) است که با توجه به نیازهای نوع بشر از بدو خلقت به واسطه ی فطری بودن آن ، بنا نهاده شده است و همان گونه که می دانیم اسلام دین فطرت بشری است و میان قوانین اسلام و فطرت انسانی هیچ گونه تضاد و تقابلی وجود ندارد . اما چه وجه مشترکی میان فطرت انسانی و تعدد زوجات وجود دارد؟ پاسخ به این سوال هم واضح و مبرهن است .
در چند سده ی اخیر ، مساله ی حقوق زنان مورد توجه بسیاری از گروه های اپوزیسیون قرار گرفته است و این تفکر با بهره گیری از ابزارهای غول آسای تبلیغاتی و رسانه ای و هم چنین ابزار بسیار خطرناک سیاسی با بهانه قرار دادن آن و دادن یک سری شعار های دهان پرکن و زرق و برق دار ، سعی در تخریب مکاتب دیگر و بالطبع تعالی و تبلیغ مکتب خود هستند و جای تعجب هم نیست چون زن دارای چنان مقام و اهمیتی است که لیاقت این همه بحث و بررسی در رابطه با حقوقش را دارد . در این میان اسلام به واسطه ی همه جانبه بودن احکام آن ، بیش تر از سایر ادیان و مذاهب و مکاتب مورد تاخت و تاز آنان قرار گرفته و جالب این جاست که تمامی ایرادهایی که به اسلام گرفته شده ناشی از درک ناصحیح از مفاهیم و یا تغییر عمدی در معنا و مفهوم آن است و این مساله هنگامی بغرنج تر می شود که از ابزارهای غیر اخلاقی سفسطه و مغالطه نیز استفاده شود . در این مقاله سعی ما بر آن است که با استفاده از دلائل متقن و مستدل به اعتراض هایی که نسبت به حقوق زنان در مفاهیم اسلامی وارد شده را پاسخگو باشیم .
ماتریالیسم و كمونيسم كه در مقابل دلایل قاطع اهل اسلام توانایی مقابله را در خود نمی بینند در صدد دلیل تراشی برای ایجاد انگیزه خدا باوری در انسان برمی آیند و ایمان به خدا را معلول جهل بشر می داند و یا اعلام می دارند انسانهای آغازین به دلیل ناتوانی در مقابله با طبیعت برای تسكین روحشان خدا را در دل و روان خویش خلق كردند تا تكیه گاهی معنوی در مبارزه با مشكلاتشان بیابند بنابراین وقتی بشر از عوامل ترس و جهل بوسیله علم، رهایی یافت با اندیشه خدا گرایی نیز وداع می كند اما این خذعبلات فقط به كار جلسات رفقا می خورد. ما در سایه رشد علم و ایجاد امنیت، گرایش به ایمان به خدا را افزونتر می بینیم و اگر آن قاعده درست می بود می بایست مؤمنان به خدا از همه جاهلتر و ترسو باشند در حالیكه اكثریت قریب به اتفاق دانشمندان جهان مؤمن به خدا هستند و طرفداران ایمان به خدا از همه ی افراد بشر شجاعتر بوده اند، نگاهی به تاریخ بشریت و تحقیقی در احوال انبیاء الهی و پیروانشان این حقیقت را ثابت می كند كه ایمان به خدا ناشی از كشف واقعیت است، محال است انسانی عاقل باشد ولی معتقد به خدا نباشد چون خدا منشأ و علت ایجاد این جهان است و وجود جهان دلیل بر وجود اوست اما كسانی كه فهم ندارند در روشنایی روز هم شك می كنند و الله تعالی در قرآن با حالت توبیخ می فرماید: آیا در وجود خداوند، كه آفریدگار آسمان و زمین است شكی است!
در این پست می خوانیم : « ماركسیسم از مطرح كردن واقعی مسئله طفره می رود » ، « انگیزه پیدایش دین و ایمان به خدا از دید طرفداران كمونیسم » ، « كمونیستها در شرایط مختلف رنگ عوض می كنند » ،« تحليل تاریخ از دیدگاه كمونیسم » ، « كمونیسم و مبارزات ملی » ، « كمونیستها ماكیاولیست هستند » و « مشخصه اصلی جامعه كمونیستی »
یکی از گرفتاریهای بزرگ ما اینست که همه چیز را میخواهیم از دیگران اقتباس کنیم و «اندیشة قائم بذات» نداریم، بدتر از همه اینکه گاهی آنچه را که در میان ما موجود است و ما، در میان آن بسر میبریم نیز میخواهیم از بیگانگان بیاموزیم. از آن جمله والاترین نعمتهای خداوند یعنی «اسلام» است که گویی در انتظاریم تا فلان شرقشناس غربی یا اسلامشناس روسی: دربارة آنچه میگوید و چه ارمغان تازهای برای ما میاورد؟! غافل از آنکه «اسلامشناسی غربی» گرفتار توطئههای مختلفی است، و همیشه از اخلاص فکری و حسن نیّت علمی برخوردار نیست، اگر چنین پنداریم که همة شرقشناسان آمریکایی و اروپایی، قربة الیالله در اسلام به تحقیق برخاستهاند و اغراض سیاسی و تبلیغاتی و استعماری ایشان را کاملاً آزاد گذاشته، دچار خوشباوری و سادهدلی شدهایم به ویژه که «دم خروسی»! هم در آثار حضرات نمایان باشد و نشانههای غرضورزی و سمپاشی را در لابلای سخنان ایشان نیز ملاحظه کنیم، این گرفتاری زمانی شدت پیدا میکند که دیده شود کسانیکه اساساً بدنبال شناخت اسلام نرفتهاند و آگاهی آنها در این باره کمتر از اطلاع یک دانشپژوه مبتدی در مورد اسلام است سخنانشان با آب و تاب ترجمه میشود، و بعنوان اینکه دار و دستة مزبور، در مسائل ریاضی یا اقتصادی یا فلسفی در دنیا صاحبنظر شناخته شدهاند و معروفیتی کسب کردهاند، از قضاوتشان دربارة اسلام نیز استقبال میکنند! در اینجا جز روشن کردن بیاطلاعی و بیگانگی این عده نسبت به معارف عمیق اسلامی چاره نیست، هر چند مدافعان و طرفداران متعصب را ناخوش آید . در این پست می خوانیم : «اسلام از نظر برتر اندراسل» ، « اسلام از دیدگاه فروید » ، « اسلام و مارکسیسم » و پاسخ به یک پرسش در رابطه با علل انتقاد به ادیان توسط مادیگرایان .