نحن مع غزه


منوی اصلی
لینکهای اصلي
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
ارسال ها


جستجو در سايت




مطالب تصادفی

ادب و اخلاق
[ ادب و اخلاق ]

·فضيلت آغاز سلام و آداب سلام دادن
·خودکم‌بینی و خودپسندی
·آداب مجالس برای فرزندانمان
·سبحانک یا الله!
·میوه‌ی تربیت
·صداقت و دروغگویی
·خصلتي كاملا اسلامي
·خودخواهی و ازخودگذشتگی
·اندرز گفتن یا آبرو بردن


پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 


دانلودها
تعداد فایل ها: 42
تعداد شاخه ها: 15
جمع کل دانلودها: 456


 جدیدترین فایلها 
 1: فطرت و هدايت(موبايل) (3)
[اضافه شده در: 01-Jan-2009]

 2: روابط با خويشاوندان(موبايل) (1)
[اضافه شده در: 01-Jan-2009]

 3: اصول فقه(موبايل) (2)
[اضافه شده در: 01-Jan-2009]

 4: دعا(محيسني) (0)
[اضافه شده در: 03-Dec-2008]

 5: اذان(عجمي) (3)
[اضافه شده در: 03-Dec-2008]

 6: كليپ تحريم دخانيات(شيخ قرضاوي) (9)
[اضافه شده در: 22-Oct-2008]

 7: دعاي بعد از اذان (3)
[اضافه شده در: 22-Oct-2008]

 8: اذان صبح (7)
[اضافه شده در: 22-Oct-2008]

 9: اذان(مدينه) (3)
[اضافه شده در: 22-Oct-2008]

 10: اذان(مسجدالاقصي) (2)
[اضافه شده در: 22-Oct-2008]


 آخرین بروزرسانی 

 بهترین دانلودی ها 
 1: اسماء الحسني
[دانلود شده: 54 بار]

 2: قرآن سه بعدی
[دانلود شده: 46 بار]

 3: تفسير سوره عصر (كاك ناصر سبحاني)
[دانلود شده: 34 بار]

 4: راه رسيدن به خوشبختي
[دانلود شده: 31 بار]

 5: تفسير سوره بينه (كاك ناصر سبحاني)
[دانلود شده: 31 بار]

 6: مسجد النبي
[دانلود شده: 25 بار]

 7: تفسير سوره قدر(كاك ناصر سبحاني)
[دانلود شده: 23 بار]

 8: به سوي خوشبختي
[دانلود شده: 21 بار]

 9: ديكشنري بابيلون(موبايل)
[دانلود شده: 18 بار]

 10: كتاب تفسير سوره قدر
[دانلود شده: 16 بار]



دریافت برنامه




انجمن اينترنتي سايت
کل موضوعات 799
کل ارسال ها 813
کل بازديد ها 14847
کل پاسخ ها 14
کل اعضا 48
آخرين 20 ارسال انجمن

جدال در نتیجه ی اقامه ی نماز د
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

آمادگى بريگاد هاى القسام براى
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

مردم جنوب لبنان با بیم ونگرانی
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

مرگ 3 سرباز اسرائيلى وزخمى شدن
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

ملا شاه محمد شه بخش از علمای ا
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

بدعت هايي كه در عاشورا صورت مي
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

شهداى گمنام کربلا
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

ماه محرم و عاشورا و فرهنگ عزاد
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

وزير خارجه ى مصر، مجدداً ايران
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

جنگ "هكر" هاى مسلمان عليه وب
ارسال شده توسط hanefeh در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

برخى از كشورهاى غربى يورش زمين
ارسال شده توسط boshra در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

27 فلسطینی قربانی حمله زمینی ا
ارسال شده توسط boshra در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

امام حسين (رض) تنها متعلق به ي
ارسال شده توسط boshra در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

برنامه جمع آورى كمك هاى نقدى م
ارسال شده توسط boshra در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

گفتگو با گناه
ارسال شده توسط boshra در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

گفتگو با دنیا
ارسال شده توسط boshra در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

گفتگو با سايه
ارسال شده توسط boshra در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

دو فرشته مسافر
ارسال شده توسط boshra در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

محبت
ارسال شده توسط boshra در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

داستان مرد ماهیگیر
ارسال شده توسط boshra در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو


خصلتي كاملا اسلامي
ادب و اخلاق

عمرو خالد
اکنون می خواهیم درباره ی خصلتی صحبت کنیم که قبول آن به عنوان یک خصلت اسلامی مشکل شده است، بلکه باعث تعجب می شود اگر گفته شود این خصلت جزء خصلت های اسلامی است.

مثلاً در مورد ایثار یقین داشتی که اسلامی است اگر چه که معنی اش را نمی دانستی؛ ولی در مورد خلق ذوق وسلیقه بر عکس است.

توآن را به خوبی می شناسی وخود را به این خصلت آراسته ای ولی نمی دانی که خصلتی اسلامی است. به همین دلیل اگر برایت از ذوق، ادب، بزرگواری وخوش رفتاری با مردم صحبت کنم خواهی گفت: این چه ربطی به اسلام دارد؟



عمرو خالد
اکنون می خواهیم درباره ی خصلتی صحبت کنیم که قبول آن به عنوان یک خصلت اسلامی مشکل شده است، بلکه باعث تعجب می شود اگر گفته شود این خصلت جزء خصلت های اسلامی است.

مثلاً در مورد ایثار یقین داشتی که اسلامی است اگر چه که معنی اش را نمی دانستی؛ ولی در مورد خلق ذوق وسلیقه بر عکس است.

توآن را به خوبی می شناسی وخود را به این خصلت آراسته ای ولی نمی دانی که خصلتی اسلامی است. به همین دلیل اگر برایت از ذوق، ادب، بزرگواری وخوش رفتاری با مردم صحبت کنم خواهی گفت: این چه ربطی به اسلام دارد؟

بسیاری از ما گمان می کنیم که این خصلت هیچ ارتباطی با اسلام ندارد، به همین دلیل هدف اصلی خود را رسیدن به اصالت واسلامی بودن این خصلت قرار می دهیم.

واقعاً که اشتباهات زیادی نیاز به تصحیح دارد!

بشتاب ونیتت را تجدید کن.


منظور از ذوق وسلیقه چیست؟!


در وهله ی نخست مقصود از ذوق، ادبیات رفتار با مردم، دانستن ارزش زیبایی، روح زیبا، نفس لطیف، نظم، پاکیزگی، احساس لطیف ونفس شفاف وبی آلایشی است که متوجه اشتباه می شود وبا یک نگاه ویک لبخند به آن پی می برد.

این چند لحظه را با سخنان زیبایی که احساسات را پاک وقلب ها را صیقل می دهد سپری کردیم. این ها همه مترادف کلمه ی ذوق هستند.

ولی به نظر من شیرین ترین وزیباترین عبارتی را که چند لحظه پیش خواندیم این جمله است: «نفس شفاف وبی آلایشی که متوجه اشتباه می شود وبا یک نگاه ویک لبخند به آن پی می برد.»

خدایا! این چه احساس لطیفی است؟! خدایا! ما را نیز جزء چنین افرادی بگردان.

آیا توجزء آنها هستی؟!

وای از دست توکه حال وهوای به این خوبی را که احساسات را به پرواز در می آورد رها کردی وبر موضع خود اصرار ورزیده ومی گویی: این چه ربطی به اسلام دارد؟

همانا حیا شاخه ای از شاخه های ایمان است وکسی که با یک نگاه ویک لبخند به اشتباهش پی می برد با حیا نیست؟!


هنوز بینش کاملاً واضح وآشکار نشده است!


با وجود این هنوز احساس می کنی که خصلت ذوق وسلیقه فاصله ی زیادی با اسلام دارد، بلکه قناعتت بیشتر شده ومی گویی: ادب، احساس لطیف، روح زیبا، فرهنگ، نزاکت ورفتار با مردم، همه ی این ها در دانشگاه های بین المللی به دیپلمات ها تدریس می شود وچون آن ها به این خصلت نیاز دارند چنین خلقی را می آموزند.

این خلق در مدارس خارجی برای دانش آموزان تدریس می شود، چون آن ها به تدریس چنین آدابی اهمیت می دهند.

به همین سبب این پرسش به طور مداوم درونت تکرار می شود: چه ارتباطی میان این خصلت واسلام وجود دارد؟

برادر گرامیم! آیا در قلبت این جمله را حک نکردی:

ذوق وسلیقه خصلتی کاملاً اسلامی است.

اگر این کار را نکرده ای هنوز وقت زیاد است، زود باش تا یاد بگیری، چرا که یادگیری در کودکی بسان نقش بر سنگ است.


چهار گروه!


من در ارتباط با این خلق ـ ذوق وسلیقه ـ به طور کلی پیامم را متوجه چهار گروه موجود در جوامع اسلامی می سازم. چون آن ها هستند که مخاطبین این موضوع می باشند.

برادر عزیزم! بدان که تویکی از این چهار گروه هستی.

پس آماده شوتا این پیام را دریافت کنی وبدیهی است که بدون تمبر پیام ونامه نخواهد رسید. پس خدایا اخلاص به ما عطا فرما.


گروه اوّل


اوّلین گروه، کسانی هستند که معتقدند ذوق، سلیقه، ادب، اخلاق نیکو، نزاکت وفرهنگ ارزش های غربی اند وما آن ها را از طریق مکاتب خارجی آموخته ایم.

بنا بر این پدر می گوید: می خواهم پسرم خیلی مؤدب وخوش ذوق باشد، به همین دلیل ورا به مدرسه ی خارجی می فرستم!

این اوّلین گروهی است که می خواهم این پیام را برایشان بفرستم. ای کسانی که فکر می کنید ادب ، ذوق، سلیقه ونزاکت از ارزش های فرهنگ وتمدن غرب است وما آنها را از غربی ها گرفته ایم، الآن به اشتباه بودن این اعتقاد پی خواهید برد واین موضوع برایتان روشن خواهد شد. خواهید فهمید که ذوق وسلیقه کاملاً اسلامی است.


گروه دوم


دومین گروه عده ای هستند که با ادب، نزاکت، نظافت، ذوق وسلیقه تربیت شده اند وگمان می کنند که اسلام دقیقاً نقطه ی عکس این موضوع می باشد، بنابر این وقتی کلمه ی «دین دار» را می شنوند مترادف آن را بی لیاقتی، بی نظافتی وبی انظباطی می پندارند.

پس ذوق وسلیقه مانعی میان آنها ودین داری گشته است.

این گروه در جامعه عده ی کمی را تشکیل نمی دهند وشاید معذور باشند.

آنها نمی دانند وپیام ما به موقع به این گروه خواهد رسید.

مانع از میان برداشته خواهد شد وهنگامی که بدانند اصل ومنبع ذوق وسلیقه دین ماست آنها نیز دین دار خواهند گشت.


گروه سوم


سومین گروه بر این اعتقادند که دین فقط مربوط به داخل مسجد است وبس وشعارشان این است: «آنچه به خدا تعلق دارد به خدا واگذار کن وآنچه به قیصر (پادشاه) تعلق دارد به وواگذار کن.» بنابر این ادب، نزاکت، فرهنگ، تمدن وبه طور کلی اداره ی زندگی هیچ ربطی به دین ندارد.

پیام ویژه ای از قلبم برای این گروه می فرستم ومی گویم: «آنچه به خدا تعلق دارد از آنِ خدا است وآنچه به قیصر (پادشاه) تعلق دارد نیز از آنِ خداست.»

خواهید دانست که اصل وریشه ی ادب، نزاکت، ذوق، سلیقه، تمدن وفرهنگ در دین ماست، پس اگر این چیزهای ساده ریشه در دین دارد آیا سایر امور زندگی از دین نشأت نمی گیرد؟ اسلام برای تنظیم واداره ی زندگی آمده است.


گروه چهارم


آخرین گروه، عده ای از جوانان متدین هستند که فکر می کنند اسلام فقط عبادت است، نماز، روزه، ذکر، تسبیح وخشوع است. آن ها بر انجام عبادات وکسب رضایت الهی پایبندند ولی نفهمیده اند که ذوق وسلیقه جزء اخلاق اسلامی واز جمله ی ارزش هایی است که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ با خود آورده است، پس با تندی وبی سلیقگی با مردم رفتار می کنند ودر نتیجه باعث در فتنه افتادن سه گروه پیش شده ودینداریشان باعث دوری این گروه ها از اسلام می گردد وپدر ومادرشان می گویند: از وقتی که پایبند دین شده تند خو، بد اخلاق وشلخته شده است. به ریختش نگاه کن! بویش را ببین!

برای این عده پیامی دارم که اشک از آن می چکد. به آنها می گویم: خواهش می کنم اسلام را به درستی بفهمید، چون اسلام کامل وغیر قابل تجزیه است، اسلام را چنانکه پیامبر گرامی اسلام آورد بفهمید وبدانید که ذوق یکی از ارزش های مهم اسلامی است.


هدف ما از این خصلت اخلاقی


من بر این باورم که (ذوق وسلیقه) یکی از مهمترین خصلت های اخلاقی است، مثل راستگویی، صبر وامانتداری.

هدفم این است که پس از یقین به اینکه ذوق وسلیقه یک خصلت کاملاً اسلامی است این موضوع را با عبارت «سپاس خدای را بر نعمت اسلام» به پایان رسانم.

خدا را شکر که ما به این دین بزرگ (اسلام) منتسبیم.

عزیزان گرامیم: هدف ومقصود ما از این خصلت این است که به مسلمان بودنمان افتخار کنیم. چطور افتخار نکنیم در حالی که این دین، دین رحمت، صلح، سعادت، ادب، نزاکت، ذوق وسلیقه است؟

عزیزانم! ما از هر کسی به پایبندی به این خلق وخصلت سزاوارتریم، مرجعیت ذوق اسلام است.


مرجعیت ذوق وسلیقه اسلام است


وقتی به توگفتم: تویکی از چهار گروه مذکور هستی، منظورم نفی ذوق وسلیقه از تونبود؛ نه به خدا قسم، چرا که من یقین دارم که توبا چنین خلقی تربیت شده ای، ولی اختلاف اینجاست که تودر خانه بر چنین اخلاقی تربیت شده ای نه به عنوان یک خلق وخصلت اسلامی در حالی که اسلام به آن دستور داده است.

بله، بسیاری از ما خوش ذوق، خوش سلیقه، با ادب وبا نزاکتیم ولی نه به خاطر اینکه اسلام گفته است بلکه به دلیل اینکه جزواصول ومبادئ است، اما ما الان خواهیم دانست که مرجعیت واساس ذوق اسلام است.

خدا را به خاطر چنین فهم ودرکی شکر می کنم، این آغاز صفا وصمیمیت است.


شیوه ی ما در این خصلت اخلاقی


ما از خلال تطبیق های عملی این خلق را بررسی می کنیم، به این معنا که آن را به موضوع های زیادی تقسیم بندی می کنیم، هر موضوع به گوشه ای از جزئیات زندگی عملی ما می پردازد، سپس از خلال سیره ی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ ورفتار صحابه وادب تابعین به ملاحظه ی برخورد اسلام با آن می پردازیم تا ذوق وسلیقه را از آنها یاد گرفته وبر آن تربیت شویم.

بشتاب برادر گرامیم تا ذوق وسلیقه را از منابع اصلیش بیاموزی وبدان که منابع اسلام خشک نمی شود ولی کجاست کسی که جستجوکند؟!


رعایت ادب با خلق خدا


در واقع وقتی خواستم که ادب ذوق وسلیقه را که اسلام به آن پرداخته، بررسی کنم به مسائل بزرگی برخوردم که از حوصله ی این چند صفحه خارج است، پس صلاح دیدم که آنها را مرتب کنم وبه خواست خدا موضوع را با ادب ذوق وسلیقه از داخل خانه شروع می کنیم.


ذوق وسلیقه با پدر ومادر


اولین کسانی که در خانه با ذوق وسلیقه با آنها رفتار می کنیم پدر ومادراند، برای این که موضوعات با هم مخلوط نشود باید اعلام کنم که ما قصد نداریم از نیکی به والدین صحبت کنیم وفقط چند مثال از ذوق وسلیقه با پدر ومادر بیان می نماییم، چون نمی توانیم همه ی جنبه های ذوقی را ذکر کنیم ، با این مثال شروع می کنیم:

شخصی با غذای مورد علاقه اش وارد خانه می شود، ودوست ندارد کسی در خوردن این غذا شریکش شود لذا آن را مخفی می کند تا پدر ومادرش آن را نبینند یا خودش را راحت کرده وقبل از ورود به منزل آن را می خورد.

تبسمی که چهره ات را در بر گرفته احساس می کنم ! آیا برای توچنین اتفاقی افتاده است؟!

ای کسی که این کار را می کند، این قصه را بخوان:

یکی از اصحاب پیامبر در بستر مرگ بود وبرادرانش پیرامونش را گرفته بودند وشهادتین را به وتلقین می نمودند ولی ونمی توانست چیزی بگوید، زبانش بند آمده بود. به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفتند (موضوع جدی است) واین مسأله را برایش بازگونمودند. آن حضرت سراغ پدر ومادرش را گرفت، گفتند: فقط مادر دارد. پیامبر نزد مادرش رفت واحوال پسرش را از وی جویا شد. مادر ورا ستود وافزود که ومطیع اوامر خدا بود، شب زنده دار بود وروزها روزه می گرفت. ولی پیامبر اکرم e می خواست رفتارش را با مادرش بداند، نه با خدا. پس از مادر پرسید:

«کیف حاله معک»[1]؟

«رفتار وبا توچطور بود؟»

مادر سکوت کرد سپس گفت: وبرای همسر وفرزندانش میوه می آورد وآن را از من پنها ن می نمود.

یا الله! به همین خاطر زبانش بند آمده بود ونمی توانست شهادتین را بگوید. به خاطر بی سلیقگی با مادرش. پیامبر خواست تا قلب مادر را نسبت به فرزندش نرم کند، چون مسأله خیلی خطرناک بود. پس فرمان داد تا اصحابش آتشی روشن کنند، چون آتش دنیا راحت تر از آتش آخرت است، در اینجا قلب مادر شروع به تپیدن کرد وگفت: ورا بخشیدم ای رسول خدا! در این هنگام گره از زبان صحابی باز شد وشهادتین را بر زبان جاری ساخت.

نظرت در باره ی این دین که به رعایت ادب با مادر اهمیت می دهد چیست؟

این یک مثال ساده است، خوب فکر کن وببین با پدر ومادرت چه رفتاری داری؟


مبادا مثل جریج باشی


یکی از آداب رفتار با والدین، پاسخ دادن به اولین ندای آنها است. حالا این را ملاحظه می کنیم: توواقعاً مشغول هستی ومادرت تورا صدا می زند، توجوابش را نمی دهی (این اتفاق افتاده، این طور نیست؟!)

رسول خدا e حدیث طولانی را تعریف می کند که مفهومش از این قرار است:

در زمان های قدیم مرد عابدی بود به نام جریج، وبسیار نماز می خواند، روزی مشغول نماز در محرابش بود که مادرش آمد وگفت: ای جریج (ورا صدا زد) وبا خود گفت: خدایا! مادرم یا نمازم؟ پس نمازش را ادامه داد ومادر رفت. روز بعد مادر آمد وصدا زد: جریج! وگفت: خدایا! مادرم یا نمازم؟ ونمازش را ادامه داد ومادر رفت، روز سوم مادر آمد وصدا زد: جریج! وگفت: خدایا! مادرم یا نمازم؟ در این هنگام مادر خشمگین شد ونفرینش کرد وگفت: خدایا ورا نمیران تا صورت ( ... ) را ببیند (کلمه ای گفت که معنایش زنان فاحشه گر است).

پس زنی بد کاره که حامله بود بر وتسلط یافت ووقتی که فرزند را به دینا آورد گفت: این بچه ی جریج است (البته این تهمت بود) پس آنها شروع کردند به زدن واذیت وخراب کردن صومعه اش، سپس خدا توبه اش را پذیرفت وسرانجام ورا نجات داد.[2]

مطلبی که می خواهیم هر کسی از این حدیث به آن برسد ذوق وسلیقه ی بسیار ساده ایست که عبارت است از جواب دادن به ندای مادر که تورا صدا می زند ومنتظر جواب است.

این قصه را تقدیم می کنم به جوانی که برای ادای نماز جمعه به مسجد رفته است وپدر ومادرش یکی دوساعت منتظرش هستند تا بیاید وهمه ی افراد خانواده جمع شوند ودور هم نهار بخورند.

همچنین این داستان را به دختری هدیه می کنم که مدت ها با دوستانش می نشیند واز نشستن با مادرش برای نیم ساعت دریغ می ورزد.

اتفاقی که برای جریج افتاد به خاطر عدم پاسخگویی به ندای مادرش بود، با وجود اینکه ودر حال عبادت بود، پس وای به حال توای پسر ودختر جوان؟!

حالا ادب اسلام وذوق وسلیقه را در برخورد با مادر مشاهده نمودی؟

به خدا که این قطره ای از اقیانوس است.


عجب دینی!


به این ذوق وسلیلقه ی والا در اجازه گرفتن برای ورود بر پدر ومادر نگاه کن، آیه ای در قرآن که در باره ی آداب وزمان ورود بر والدین صحبت می کند، آن را به تصویر می کشد.

دین ما ادب را در قرآن زنده وجاوید می سازد طوری که تا قیامت تلاوت می شود:

(یا أیها الذین ءامنوا لیستأذنکم الذین ملکت أیمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیرة ومن بعد صلاة العشاء)، [النور: 58]

سبحان الله! این آیه قاعده ای از قواعد ذوق را پایه ریزی می کند.

آیا بعد از این بگوییم: اسلام زندگی را فقط در محدوده ی مسجد تنظیم می بخشد یا اینکه تمام زندگی را منظم می کند؟ اسلام زندگی را در داخل اتاق خواب نیز تنظیم می کند!

به منزلت ادب وذوق وسلیقه در دین بزرگمان بنگر وببین تا کجا رسیده است.

چه دین با عظمتی!


انتقال بزرگ


مردی به نزد رسول خدا r آمد وپرسید: یا رسول الله! آیا برای ورود بر مادرم اجازه بگیرم؟ پیامبر فرمود: «بله» مرد دوباره پرسید: یا رسول الله آیا برای ورود بر مادرم اجازه بگیرم؟ پیامبر فرمود: «بله» بار سوم مرد پرسید: آیا برای ورود بر مادرم اجازه بگیرم؟ پیامبرr فرمود: «آیا دوست داری ورا لخت وعریان ببینی؟» گفت: نه یا رسول الله! حضرت فرمود:

«فاستأذن علی أمک»[3].

«پس برای ورود بر مادرت اجازه بگیر».

می بینم که این حديث شما را به تعجب انداخته است! حق دارید، چون شما بر اساس منهج اسلام تربیت شده اید. البته توحق داری که از سؤال این مرد شگفت زده شوی. ولی عرب ها در گذشته عادت داشتند که بدون اجازه بر مادرشان وارد شوند، نه تنها عرب ها بلکه تمام دنیا قبل از اسلام به این مسائل ذوق وسلیقه ای اهمیتی نمی دادند.

پیامبر اکرم r اسلام را آورد وبه وسیله ی آن بشریت را نجات داد وموجب انتقال بزرگش شد، انتقال از توحش وبربریت به نظم وانظباط واز بی اعتنایی وعدم مراعات احساسات دیگران به احساس ادب وذوق وسلیقه ی والا.

نسل های مسلمان نیز در همه جا انتشار یافته وبه دنیا مسائل ذوقی وسلیقه ای وآداب اسلامی را آموخت. اینک برای ورود بر پدر ومادرشان اجازه می گیرند. اینک همه خود را به آداب اسلامی می آرایند.

سپس غربی ها این رفتار ها را به خود وتمدن خود نسبت می دهند.


ذوق وسلیقه با همسر


از رعایت ذوق وسلیقه با والدین به رعایت ذوق وسلیقه با همسر می رویم.

اولین چیزی که در این رابطه به خاطر می آورم، احساسات رومانتیک، زیبا وصادقانه میان زن وشوهر است. در فیلم ها وسریال های خارجی مشاهده می کنیم که مرد به همراه همسرش (یا هر زن دیگری، چون برایشان فرقی نمی کند) به یک رستوران می روند، مرد با چاقوتکه ای از گوشت را می برد، سپس چنگال را در گوشت فروبرده وآنرا در دهان زن می گذارد. پسران ودختران جوان با شگفتی این صحنه را مشاهده می کنند ودر دل می گویند: (به این می گویند ذوق وسلیقه... کاش ما هم یاد بگیریم!) ونسل ها به تقلید چنین کاری می پردازند، البته تقلید خوبی است، اما اشتباه اینجاست که گمان کنی اصل این ذوق وسلیقه به آنها بر می گردد، علی رغم اینکه پیامبر خدا r1400 سال پیش به آن اشاره کرده است!

چرا تعجب کردی؟! این حدیث پیامبر خدا r را بخوان تا موضوع برایت روشن شود.

رسول خدا r می فرماید:

«إن أعظم الصدقة لقمة یضعها الرجل فی فم زوجته»[4].

«بزرگترین صدقه لقمه ای است که مرد در دهان همسرش می گذارد».

زود باش وبا تمام قدرت وبا صدای بلند اعتراف کن وبگوچه کسی از دیگری آموخته است؟ چه کسی از دیگری گرفته است؟ به دینت افتخار کن وگرامیش بدار.


بلندی ها وذوق وسلیقه ی والا


حالا ذوق وسلیقه را در ازدواج ملاحظه کن. چه ازدواج های زیادی که بعد از عقد به سبب جهیزیه واثاثیه از هم پاشیده است! چرا که شوهر نمی تواند امکاناتی را در سطحی که دختر در خانه ی پدرش داشته برایش مهیا سازد ودست آخر ازدواج به هم می خورد.

یا خانواده ی عروس در خواسته هایشان زیاده روی می کنند وباز هم ازدواج به هم می خورد. اما به خوش ذوقی ها وخوش سلیقگی های اسلام که اختلاف سطح اجتماعی مرد وزن را رعایت می کند بنگر وآن را مد نظر داشته باش.

معروف است که پیامبرr همه ی همسرانش را در کنار مسجد نبوی شریف سکونت داد. این منطقه، همه اش صحراست وهمسرانش به چنین وضعی عادت داشتند. هنگامی که آن حضرت با ماریه که اهل مصر بود ازدواج نمود وضعیت تغییر کرد.

حضرت ماریه از مصر آمده بود، از سرزمین نیل وسرسبزی، آیا ومی تواند در این منطقه ی صحرایی زندگی کند؟! پیامبر r در این خصوص چه کار کرد؟ آیا ورا در کنار سایر همسرانش سکونت داد؟ رسول اکرم r ورا درمنطقه ای از مدینه به نام عوالی (بلندی ها) سکونت داد، چرا؟ زیرا آن منطقه سرسبز وپر از کشت وکار بود.

نظرت در این باره چیست؟ چه ظرافت ودقتی؟! این ذوق وسلیقه ی عالی را ببین.

پیامبر از مصر وزندگی آنجا با خبر بود وماریه نیز از آنجا آمده بود.

حال به رفتار پیامبر r هنگامی که می خواست دختر عزیز وگرامیش حضرت فاطمه را به ازدواج مردی در آورد که نظیرش کم پیدا می شود. مردی مؤمن وقابل اعتماد، خوشا به حال کسی که با چنین مردی ازدواج می کند. وحضرت علی بن ابی طالب است. در برابر شایستگی های این داماد خیلی چیزها رنگ خود را می بازد، ای علی! وقتی می خواستی ازدواج کنی چه داشتی؟

وفقط یک حصیر ویک متکای پر شده از لیف خرما داشت.

این سخنان را برای پیاده کردن نمی گویم، خواهش می کنم برداشت ظاهری از صحبت ها نداشته باش. منظورم عدم زیاده روی در هر وضعیتی است. ما می بینیم که نزدیک بود یک ازدواج به خاطر اختلاف خانواده ها ی طرفین بر سر رنگ لباس عروس که سفید باشد یا شیری، به هم بخورد.

باز هم تکرار می کنم، باید سطح اجتماعی ونزدیک بودن آن در مورد زوجین را رعایت نمود، چراکه این رفتار از ذوقیات وآداب اسلامی می باشد.


اسلام زیبای ما


هنوز از بحث پیرامون رعایت ذوق با همسر خارج نشده ایم. در وقت عادت ماهیانه، حالت نفسی وروحی زن تغییر می کند! بسیاری از مردان در این روزها هیچ گونه ارتباطی با همسرانشان ندارند ونزد عده ای این قطع ارتباط به حدی می رسد که حتی از نگاه کردن به چهره ی همسرشان نیز سر باز می زنند. نمی توانند در این مدت وی را تحمل کنند، به خدا قسم این کم ذوقی وکم سلیقگی است.

حال ببین حبیب تو، مصطفی r چه کار می کرد.

حضرت عائشه می گوید:

«وقتی در عادت ماهیانه ام از ظرفی آب می نوشیدم پیامبر آن ظرف را از دستم می گرفت ولب هایش را روی اثر به جای مانده ی لب هایم روی ظرف می گذاشت وآب می نوشید. »[5]

تعجب نکن! اسلام یعنی این، وپیامبر خدا حضرت محمد r است، پس زود باش واز پیروانش شووبه واقتدا کن وبا آداب وخود را آراسته ساز، وبا حضرت عائشه چنین رفتار می کند وزبان حالش می گوید: (من از توناراحت نیستم).

اما چرا در چنین وقتی اینگونه رفتار می کند؟!

چون حضرت عائشه در آن وقت به چنین رفتاری احتیاج دارد. برادر گرامی! بفهم وبه کار ببر، حال نظرت درباره ی ذوقیات اسلام در رفتار با زن چیست؟!

آیا غربی ها به این اندازه مؤدب هستند؟ به این اندازه ذوق وسلیقه دارند؟ به راستی که باید انگشت ندامت به دندان بگزیم، چون اسلام را آن گونه که باید نشناخته ایم ونسبت به آن کوتاهی نموده ایم.

زود باش، با تمام جان ودل سخنانم را بپذیر، این اسلام زیبای ماست.


ذوق وسلیقه ی والا علی رغم کردار ناپسند!


از جمله موارد خوش سلیقگی با همسر رعایت احساسات وی در هنگام غضب وضعف است. این نمونه را بخوان واز آن درس بگیر.

یک روز حضرت عائشه به همراه پیامبر اکرم r نشسته بود، وصدایش را بر صدای پیامبر اکرم بلند کرد. حضرت ابوبکر این صحنه را دید ونتوانست خود را کنترل کند، تا حدی که نزدیک بود حضرت عائشه را کتک بزند، در این هنگام پیامبر اکرم r آمد وآنها را از هم جدا کرد. حضرت ابوبکر رفت ولی ورا نزد، حضرت عائشه از این موضوع احساس اهانت کرد، ونزدیک بود کتک بخورد!

این احساس برای هر زنی که در چنین موقعیتی یا مشابه آن قرار بگیرد، پیش می آید. اما در این میان عکس العمل چگونه بود؟ پیامبر ورا دلداری داد وبه وگفت: «دیدی چطور میان توووحائل آمدم.»

به خدا قسم که این ذوق وسلیقه نمایانگر قلب بزرگی است که همه ی انسان ها در آن جای دارند وهمه را دوست دارد، ذوق وسلیقه ای که دل را اسیر خود می سازد.

بله، قلب همسرت را اسیر می کند، ولی من به توتوصیه می کنم که نه آن قدر سفت وسخت باش که شکسته شوی ونه آن قدر نرم وسست که باعث سوء استفاده شوی.


من برای تومثل ابوزرع برای ام زرع هستم


عده ای از شوهران، همسرانشان را بارها وبارها تهدید می کنند، چه شوخی وچه جدی، می گویند: بر سرت هوومی آورم. سبحان الله! ذوق وسلیقه یشان در برخورد با زن کجا رفته است؟ گروهی آن را شوخی به حساب می آورند در حالی که این امر باعث جریحه دار شدن زن می گردد وهیچ گاه چنین کاری را از یاد نمی برد.

می بینم که می گویی: بله، به خدا هنوز حرفی را که ده سال پیش به وگفتم به خاطر دارد. با وجود اینکه من فقط قصد شوخی با ورا داشتم.

حال به این گفتگوی طولانی که میان پیامبر اکرم r وحضرت عائشه صورت گرفته گوش فرا ده. روزی حضرت عائشه در کنار پیامبر r نشسته بود، وشروع به تعریف داستان ده زن وشوهر نمود. همینطور تعریف می کرد که به آخرین قصه رسید وگفت: آخرین شوهر مردی به نام ابوزرع بود، وبا همسرش بسیار ملایم وخوش رفتار بود، آنها یکدیگر را خیلی دوست داشتند وشیرین ترین روزها را با یکدیگر سپری کردند، سپس حضرت عائشه گفت: اما وزنش را طلاق داد. در این هنگام رسول خدا r روبه حضرت عائشه کرد وگفت:

«کنت لک کأبی زرع لأم زرع إلا أننی لا أطلقک»[6].

«من برای توبسان ابوزرع برای ام زرع هستم، جز اینکه من تورا طلاق نمی دهم».

ببین رسول خدا r چطور به هسمرش آرامش می دهد. زن وقتی از زنانی که شوهرانشان آنها را طلاق داده اند صحبت می کند، از این واهمه دارد که برای خودش نیز چنین اتفاقی بیافتد. ولی به حساسیت روح واحساس لطیف پیامبر نسبت به کسی که با وسخن می گوید توجه کن، پیامبر از کنار این سخنان ساده نگذشت واز همان کلمات استفاده کرد وگفت:

«من برای توبسان ابوزرع برای ام زرع هستم جز اینکه من تورا طلاق نمی دهم.»

این خوش ذوقی وخوش سلیقگی اسلام است.

شما را به خدا بگویید ما ذوق وسلیقه ا از کجا بیاموزیم؟


تصور کن، بسیار خنده رو!


این هم یک مثال دیگر، ولی معذرت می خواهم، چون مثالی در بی ذوقی وبی سلیقگی است!

مردی را می بینی که بعد از یک روز کار طاقت فرسا واستفاده از وسائط نقلیه ی خسته کننده به خانه بر می گردد وحاضر نیست حتی یک کلمه از همسرش بشنود. ومی نشیند وشروع می کند به مطالعه ی روزنامه وبعد هم می خوابد. همسرش از این امر بسیار رنج می برد؛ البته همه ی مردها این گونه نیستند، ولی روی سخن من با آن دسته از کسانی است که چنین رفتاری دارند وبه آنها می گویم: آیا از پیامبر اکرم r بیشتر مشغول هستید؟! همسران رسول خدا r می گویند: پیامبر اکرم r در خانه بسیار سر حال وخنده روبود. با ما می نشست وبا هم صحبت می کردیم، ولی وقتی صدای اذان بلند می شد گویی نه وما را می شناسد ونه ما ورا می شناسیم.

سبحان الله! آیا می دانی معنی خنده روچیست؟

معنی اش این است که هم می خندید وهم دیگران را به خنده می انداخت. بله، این ها جزء آداب وذوقیات اسلام است، حضرت r به همسرانش صحبت می کرد وبه آنها نمی گفت: مرا تنها بگذار، من تمام روز خستگی کشیده ام.

چه خانه هایی که به خاطر نبود ذوقیات اسلامی خراب می شود، به راستی که دنیا نیاز مبرم به اسلام دارد.


به خودت نگاه کن واز حبر ودانشمند امت بیاموز!


همه ی شوهرها دوست دارند همسرانشان همواره آراسته ومرتب باشند، مرد می خواهد همسرش همیشه ملکه ی زیبایی روی زمین باشد، همیشه می خواهد ورا به بهترین شکل ببیند.

ولی غیر ممکن است وبه خاطر همسرش به وضع ظاهریش برسد. رعایت زیبایی وبه طور کلی وضع ظاهریش هیچ اهمیتی برایش ندارد.

حبر ودانشمند امت، عبد الله بن عباس، که رسول خدا r برایش دعا فرمود: «پروردگارا! ورا فقیه بگردان.»[7] ویکی از دانشمندان طراز اوّل اصحاب بود که علم ودانش را از ومی آموختند، می گوید:

«من دوست دارم خودم را برای همسرم بیارایم همانطور که دوست دارم وخودش را برای من آرایش کند.»

این سخنان تأثیر زیادی در احساسات لطیف دارد واز متمدن ترین ذوق وسلیقه ها به شمار می آید وبیانگر فهم عمیق ودقیق از اسلام بزرگ است.


(وقدموا لأنفسکم)


تصور کنید، ذوق وسلیقه ی اسلامی همه ی مرزها را درنوردیده ودقیق ترین جزئیات را مد نظر قرار داده تا به معاشرت میان مرد وزن رسیده، بله، به بستر زناشویی هم رسیده است.

خداوند متعال می فرماید:

(نساءکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم وقدموا لأنفسکم)، [البقرة: 223].

«زنان شما کشتزار شما هستند. پس هر گونه که خواستید به کشتزارتان درآیید وپیشاپیش خودتان را آماده سازید.»

معنای «قدموا لأنفسکم» چیست؟

معنی را از حدیث رسول الله r بگیر که می فرماید:

«لایقع أحدکم علی زوجته کما تقع بهیمة علی بهیمة ولکن یبدأ بالملاطفة والمداعبة»[8].

«هیچ یک از شما مثل چهار پایی که بر روی چهار پای دیگر می افتد روی همسرش نیافتد ولی با نرمی، محبت وبازی شروع کند.»

خداوندا! این دین ریز ودرشت پدیده های زندگی را با کمال ذوق، سلیقه، عفت، ظرافت وزیبایی مورد بحث وبررسی قرار می دهد.

به خدا قسم که این دین چیزی جز افرادی که با آن به صورت زنده حرکت کند، کم ندارد. آن وقت است که صلح، امنیت، عشق، محبت، پاکی، تمدن، ظرافت وپیشرفت را خواهی دید.


عجب ذوق وسلیقه ای !


از جمله خوش سلیقگی های اسلامی که پیامبر اکرم r به ما آموخته آن است که قبل از زنگ زدن وارد خانه ات نشوی، حتی اگر کلید داشتی. چند لحظه صبر می کنی سپس در را باز کرده ووارد می شوی. یا الهی، عجب ذوق، سلیقه وادبی!

می ترسم که بگویی این بیشتر از حد لزوم آرمانی است. نه به خدا خیلی ساده است ولی توبه آن عادت نکرده ای.

ولی حکمت از انجام چنین عملی چیست؟

اول اینکه به همسرت وقت کافی را بدهی تا خودش را برای رویارویی با توآمده سازد تا از دیدنش خوشحال شوی وآرام بگیری. این طوری ورا در تطبیق حدیث «إذا نظر الیها سرته»[9] «هنگامی که به وبنگرد خوشحالش می سازد» یاری می دهی.

تصور کن، اگر توفرصت کافی را به وندهی تا سر ووضعش را مرتب کرده وخود را خوشبوسازد، به جای اینکه «خوشحالش کند» شوکه اش می کند!

دوم اینکه طبیعت بعضی از مردها خائن شمردن همسرانشان است، پیامبر اکرم r می خواهد تا این مرض را از قلبت پاک کند، چرا که درست نیست شوهر با همسرش اینگونه برخورد کند، وباید همیشه احساس امنیت کند.

بله، عشق ومحبت بکارید تا عشق ومحبت دروکنید.


بیایید روش راه رفتن بیاموزیم!


حالا خانه وخانواده را رها می کنیم وبه سوی خیابان می رویم، با یک نگاه به خیابان می بینیم که ذوقیات بسیاری از دست رفته است، به ما یاد داده اند که در خیابان پرسه نزنیم، حرف خوبی است واسلام ما را به آن امر نموده است. به راه رفتن پیامبر که تند راه می رفت (نمی دوید) بنگر، راه رفتنی سرشار از ادب ووقار.

خداوند متعال می فرماید:

(وعباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هوناً وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلماً)، [الفرقان: 63].

«وبندگان خوب خدای رحمان کسانی اند که آرام روی زمین راه می روند وهنگامی که نادانان با ایشان برخورد می کنند به سلامتی آنان را ترک می گویند.»

خوب، آیا روش راه رفتن را آموختی یا هنوز مثل قبل راه می روی!

سبحان الله! طرز راه رفتن خیلی ها مایه ی شگفتی وتعجب است!


«بیشتر شان نمی اندیشند».


از جمله ی خوش ذوقی های گم شده در خیابان صدای ناراحت کننده ی بوق ها است که ماشین دارها ـ از ماشین های کوچک تا بزرگ ـ به آن افتخار می کنند. می بینی به جای اینکه از پله ها بالا برود، پایین آپارتمان می ایستد وبا زدن بوق خودش را راحت ودیگران را ناراحت وآزرده می سازد. اسلام می آید وچنین ذوق وسلیقه های گم شده ای را به خیابان باز می گرداند.

خداوند متعال می فرماید:

(إن الذین ینادونک من وراء الحجرات أکثرهم لایعقلون * ولوأنهم صبروا حتی تخرج إلیهم لکان خیراً لهم)، [الحجرات: 4و5]

«بی گمان بیشتر کسانی که از بیرون اتاق ها تورا صدا می زنند نمی فهمند.»

بله، آیه در باره ی پیامبر اکرم r صحبت می کند ورفتار مردم را منظم ومرتب می سازد. یکی از حقوق مردم بر تواین است که برایشان مزاحمت درست نکنی، چون تعدادی خواب هستند، عده ای دانشجویند ومطالعه می کنند وبرخی هم مریض هستند وبعضی هم نماز می خوانند وبدان که خیابان فقط از آن تونیست.


جا باز کنید تا خدا (گره از) کار شما باز کند


از جمله رفتار های عجیب این است که می بینی راننده ی ماشین اجازه ی عبور را به راننده ی عقبی نمی دهد واگر بپرسی چرا این کار را می کند، جوابی برای این کارش ندارد، بدتر اینکه به دلیل انجام بیش از اندازه ی این کار تبدیل به یک کار غیر ارادی شده است.

اما اسلام در چنین مواضعی خوش ذوقی وخوش سلیقگی رابه تومی آموزد. خداوند تبارک وتعالی می فرماید:

(یا أیها الذین ءامنوا إذا قیل لکم تفسحوا فی المجلس فافسحوا یفسح الله لکم)، [المجادلة: 11].

«ای مؤمنان! هنگامی که به شما گفته می شود در مجالس جای باز کنید،جای باز کنید تا خدا گره از کار شما باز کند.»

نه تنها در مجالس جا باز کنید، بلکه در راه ها وخیابان ها نیز جا باز کنید تا خداوند در کار شما گشایش دهد. نهایت بی سلیقگی وبی ذوقی است که راه را بر مردم ببندی یا تنگ کنی. عمر بن خطاب t می گوید:

«سه چیز دوستی ومحبت میان توودوستت را یکرنگ وصمیمی می سازد» یکی از آن سه باز کردن جا برای ودر مجلس است.

این هم یک صحنه ی زیبا

پیامبر اکرم r در مسجد نشسته بود که مردی اعرابی وارد مسجد شد، رسول خدا r برایش جا باز کرد (با وجود اینکه مسجد هنوز پر نشده بود) در این هنگام اعرابی گفت: چرا جا به جا شدی ای رسول خدا؟ مسجد هنوز جا دارد، پیامبر فرمود:

«حق علی کل مسلم إذا جاء أخوه أن یتزحزح له»

«بر هر مسلمان است که وقتی برادرش آمد برایش جا باز کند وکنار برود».

بعد از همه ی اینها کیست که می گوید ذوق وسلیقه را از فرهنگ غرب بگیرید؟! کیست که می گوید اسلام دینی است که به آداب احترام نمی گذارد وارزشی برای ذوق وسیلقه قائل نیست؟!

از جمله مکان هایی که جا باز کردن برای دوستت در آن لازم وضروری است، مجالس عزا می باشد. ببین امروزه چه اتفاقی در این مجالس می افتد: درمجلس عزا همه نشسته اند ووقتی یک نفر وارد می شود می بینی که یک دفعه نگاه های حاضرین درمجلس به سوی ومی چرخد وخدا به دادش برسد وگویی که زبان حالش می گوید: ای زمین دهان باز کن ومرا ببلع. ملاحظه کن که در این هنگام یکی از حاضرین برمی خیزد ودست این مرد را گرفته وورا می نشاند.

سبحان الله، توگویی که این آداب وذوقیات اسلامی بسان طوق نجات برای بسیاری از انسان های غرق شده در دریای زندگی است.

زود باش واین ذوقیات را در خود پیاده وعملی کن. به ماشین ها ومجالس عزا اشاره کردم واین شامل سر در دانشگاه نیز می شود.


دور ساختن زباله از میان راه صدقه به شمار می رود


آیا ریختن زباله در خیابان ذوق وسلیقه وادب به شمار می رود؟

می بینی که به راست وچپش نگاه می کند وبا خود می گوید: آیا کسی مرا نمی بیند؟ با نگاه های دزدانه زباله ها را می اندازد.

پیامبر اکرم r می فرماید:

«إماطة الأذی عن الطریق صدقة»[10].

«دور ساختن زباله واذیت از میان راه صدقه است.»

نظرت در باره ی کسی که آشغال ها را در پیاده رووخیابان می اندازد چیست؟! پیامبر اکرم r می فرماید:

«الإیمان بضع وسبعون شعبة أعلاها قول لا إله إلا الله وأدناها إماطة الأذی عن الطریق»[11].

«ایمان هفتاد وچند شاخه است، بالاترین آنها گفتن لا اله الا الله وپایین ترین آن دور ساختن زباله واذیت از میان راه است.»

این دلیلی است بر اینکه ذوق وسلیقه جزئی از ایمان می باشد. مگر نگفتم که ذوق خصلت اخلاقی کاملا اسلامی است، مگر نگفتم مرجعیت ذوق وسلیقه اسلام است.

ما نیاز مبرم به فهم صحیح ودرستی از اسلام مان داریم.

چرا جوانان دین دار نمی شوند در حالی که دین ما در برگیرنده ی همه چیز است؟

ای جوان! هدفت را در دینت خواهی یافت.

ما وقتی از جاده ی کویری عبور می کنیم وزباله ها را آنجا می ریزیم دچار عذاب وجدان نمی شویم، چون آنجا صحراست!

ولی پیامبر خدا r از 1400سال پیش به ما ذوق وادب وتمدن را از طریق این حدیث می آموزد، حدیثی که ما به شدت محتاج آن هستیم. این حدیث ما را مورد خطاب قرار می دهد، ما که نسل قرن بیست ویکم هستیم.

حال کسی را بین که زباله ها را در خیابان می اندازد.

یا کسی که آب دهانش را در وسط خیابان می اندازد، یا کسی که ...؟!

معذرت می خواهم! ذوق وسلیقه کجاست؟!


این حدیث برایت بس است!


رسول خدا e می فرماید:

«إنّ الملائکة تتأذی مما تتأذی منه بنوآدم»[12].

«فرشتگان از آنچه آدمیزاد بدش می آید، بدشان می آید.»

این حدیث برای توکافی است اگر آن را بفهمی وسعی کنی به آن عمل نمایی، چون این حدیث به مانند معیار ومقیاس است.

به عنوان مثال، سیگار موجب آزار واذیت انسان می شود، پس نتیجه اش این است که فرشتگان هم نیز از آن آزرده واذیت می شوند.

مردم از کسی که آب دهانش را در خیابان پرت می کند ناراحت می شوند، فرشتگان نیز از وناراحت می شوند.

یک مفهوم جدید، معیاری که به وسیله ی آن تشخیص می دهیم که آیا در برخورد با مردم ادب را رعایت کرده ایم یا نه، معیار آداب رفتار با فرشتگان! عجب ذوق وادبی اسلام به ما می آموزد!


ادبی مهم به ویژه در این زمانه!


پیامبر اکرم e می فرماید:

« إیاکم والجلوس بالطرقات، إذا أبیتم إلا المجلس فاعطوا الطریق حقه: غض البصر، وکف الأذی، ورد السلام، والأمر بالمعروف والنهی عن المنکر.»[13]

از نشستن در میان راه ها پرهیز کنید، اگر چاره ای جز نشستن نداشتید پس حق راه را رعایت کنید: نگه داشتن چشم، آزار نرساندن، جواب دادن سلام وامر به معروف ونهی از منکر.»

این حدیث به صورت زیر هم روایت شده است:

رسول گرامی اسلام e فرمود: «از نشستن در میان راه ها پرهیز کنید.» اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! برای صحبت با هم چاره ای جز نشستن نداریم. پیامبر اکرم e فرمود: «پس اگر چاره ای جز نشستن نداشتید، پس حق راه را ادا کنید.» أصحاب پرسیدند: حق راه چیست؟ حضرت فرمود: «نگه داشتن چشم، آزار واذیت نرساندن، جواب سلام دادن وامر به معروف ونهی از منکر.»

یا الله! اسلام برای توبرنامه می گذارد، برنامه برای نشستن در خیابان به هنگام ضرورت، چون آنها به پیامبر اکرم e گفتند: چاره ی جز نشستن نیست.

حالا رسیدیم!

آیا فراموش کردی؟! ما از خانه به خیابان رفتیم.

حالا به خانه ای که برای دید وبازدید می رویم رسیدیم.


حتی تستأنسوا


هم اکنون از ذوق وسلیقه ی مهمانی سخن خواهیم گفت وسنت پیامبر اکرم r را خواهیم شناخت وخواهیم دید که ادب، ذوق وسلیقه، تمدن وظرافت همه ی اینها در نزد ما اسلام نامیده می شود، چرا که اسامی ونام ها هدف نیستند، بلکه مدلول نام ها منظور است.

در ابتدا شخصی را می بینی که بدون تعیین وقت قبلی به مهمانی می رود. می گویی: مگر چه اشکالی دارد!؟ ودوستم است، وبرادرم است.

ما در اینجا از خوش ذوقی وخوش سلیقگی در رفتارمان واز ادبی که اسلام به ما آموخته است، سخن می گوییم. حال به فرموده ی خدا توجه کن. خداوند متعال می فرماید:

(یا أیها الذین ءامنوا لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا)، [النور: 27]

«ای مؤمنان! وارد خانه ای نشوید که متعلق به شما نیست، مگر بعد از اجازه گرفتن.»

کلمه ی "تستأنسوا" بدین معناست که مطمئن شوید آنها آماده ی استقبال وپذیرایی از شما هستند و"تستأنسوا" در قرن بیست ویکم یعنی با تلفن با وتماس بگیری، کلمه ی زیبایی که سرشار از ذوق وسلیقه است. "تستأنسوا" یعنی کاملا مطمئن باش که وبا توانس خواهد گرفت.

بعضی ها واقعاً خوش ذوق وسلیقه هستند، مثلاً وقتی می خواهند تلفنی قرار بگذارند، کافی است که صدای طرف را بشنوند. چرا که شنیدن صدا برایشان کافی است تا از روی آن تشخیص دهند که به دیدارش بروند یا نه.

گاهی اوقات هنگامی که بدون گرفتن وقت قبلی به دیدن کسی می روی، می بینی میزبان از توعذر خواهی می کند، چون نمی تواند از تواستقبال وپذیرایی کند وتوبه شدت خشمگین می شوی وزمین وزمان را به هم می ریزی. سبحان الله! خوش ذوقی وخوش سلیقگی این است که خشمگین نشوی. خداوند متعال می فرماید:

(وإن قیل لکم ارجعوا فارجعوا هوأزکی لکم)، [النور: 28]

«واگر به شما (اجازه داده نشد و) گفتند: برگردید، پس برگردید. این برایتان زیبنده تر وشایسته تر است.»

برادر عزیز! مبادا خشمگین وناراحت شوی.

«این برای شما بهتر وشایسته تر است»


در سمت راست یا چپ در بایستید!


یکی از رفتار های ناپسند وکاملاً دور از ذوق وسلیقه این است که مثلا شخصی زنگ در را به صدا در می آورد، سپس درست جلوی چشم مخفی می ایستد وهر دودستش را روی در می گذارد! این صحنه را تصور کن، در تربیت ما چنین عملی زشت وناپسند است.

حال به ادب اسلامی توجه کن.

«لا تقفوا أمام الباب ولکن شرقوا وغربوا»[14].

«در مقابل در نایستید، در سمت راست یا چپ بایستید.»

ارزش اسلامی دیگری به موجودیش اضافه می شود.


اجازه خواستن سه بار


رسول اکرم r می فرماید:

«الإُستئذان ثلاث فإن لم یؤذن لک فارجع»[15].

«اجازه سه مرتبه است، پس اگر به تواجازه داده نشد باز گرد».

ذوق وسلیقه ی اسلام را ببین، پس از هر بار اجازه خواستن کمی صبر کن تا ساکنین منزل فرصت کافی برای باز کردن در داشته باشند، چون ممکن است در حال ادای نماز باشند یا داخل حمام ویا ...

اما امروزه چگونه است ـ هر چه بگوییم کم است ـ دستش را روی زنگ خانه می گذارد وهمچنان زنگ می زند یا با صدای بلند از پایین صدا می زند وهمه صدایش را می شنوند وهمه بیرون می آیند جز آن کسی که ورا صدا می زند!

این جمله را با دقت بخوان: «پس اگر به تواجازه داده نشد، باز گرد».

به این همه ذوق وسلیقه توجه کن. حدیث نمی گوید بازگرد، ولی می گوید اگر به تواجازه داده نشد باز گرد. به راستی که این اوج ذوق واحساس است.


من .. من .. من


هنگامی که زنگ در را به صدا در می آورد، صاحب خانه می پرسد: چه کسی در می زند؟ (کیه؟) ومی گوید: منم. سپس چندین بار این سؤال را تکرار می کند وجواب نیز همان است: منم!

یکی از ذوقیات وآداب اسلامی این است که اگر کسی از داخل خانه پرسید کی هستی؟ در جواب نامت را بگویی.

از جابر بن عبد الله روایت شده که گفت: در خانه ی پیامبر اکرم r را کوبیدم، رسول خدا r پرسید: «کیست؟» من گفتم: منم. شنیدم که پیامبر در داخل خانه می گوید: «منم، منم» گویی که از این جواب بدش آمده بود.

سبحان الله! اسلام ما از 1400 سال پیش به هر ریز ودرشتی اهمیت داده است وذوق وسلیقه در اخلاق مسلمانان ریشه دوانیده است، چرا که میراثی از میراث های مسلمانان می باشد.


هر کاری که با نرمی همراه گردد خوب وزیبا می شود


عده ای از مردم در رفتارشان آداب عمومی را رعایت نمی کنند. مثلا شخصی را می بینی که بعد از ورود ـ به هر جا، چه خانه یا را

ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 14 مهر ماه ، 1387 توسط admin


نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : rug40yeq
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد ادب و اخلاق
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه ادب و اخلاق:
صداقت و دروغگویی



امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب



استفاده از مطالب اهل سنت کرمانشاه فقط با ذکر منبع بلامانع مي باشد .
Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.29 ثانیه