استاد محمد ربیعی
بنام جان جانان داور دادار انس و جان کفیل رزق جانداران بدیع جان و بیجانان
مدیر عالم هستی مُرید رفعت و پستی به تدبیر و زبردستی همه در نزد او آسان
سحاب از جود او ریزان نبات از نور او خیزان از آن افتان و زین خیزان نمایان گشته است احسان
هُو البَرُّ الَّذی أَعطی هُوَالمُحی الَّذی أَحیا یُقِرُّ العالَمُ طُرّا عَلَی التَّوحیدِ بِالایقان
استاد محمد ربیعی
بنام جان جانان داور دادار انس و جان کفیل رزق جانداران بدیع جان و بیجانان
مدیر عالم هستی مُرید رفعت و پستی به تدبیر و زبردستی همه در نزد او آسان
سحاب از جود او ریزان نبات از نور او خیزان از آن افتان و زین خیزان نمایان گشته است احسان
هُو البَرُّ الَّذی أَعطی هُوَالمُحی الَّذی أَحیا یُقِرُّ العالَمُ طُرّا عَلَی التَّوحیدِ بِالایقان
خداوند دل و دانش بری از شبه و آلایش نه در عقل است گنجایش عطاء حضرت رحمن
همه عالم گواه او زبانها عذر خواه او.... روانها در پناه او طریق معرفت پویان
اگر دانش زمه برتر بتازد بر همه اختر همانا ذره ای کمتر بود زان مخزن تابان
هر آنچه بر تو پنهان است بالاتر ز کیوان است ولی چون درک نقصان است باید تاخت بر کیوان
بآن طیران جانان کو نبیند غیر از یزدان همین آپولوی گردان نتازد برتر از انسان
تو را جائیست بالا ای همای همّت والا مگر پروانه ای حالا بگِردِ مشعل سوزان
نزیبد رفتنت بر ماه و جمعی سوختن در آه دلی دریاب ای آگاه و دردی را بکن درمان