استاد محمد ربیعی
ای که در ملک ادب هستی کیا الحذر از نفس شوم بی حیا
گر اسیر نفس اَمّاره شوی از حریم اُنس آواره شوی
نفس لوّامه شود امّاره ات باز دارد نیک سازد چاره ات
مطمئنّه گر شود لوّامه ات میکند اصلاح هر برنامه ات
با نوای اِرجِعی افلاک را در نوردی ترک گویی خاک را
استاد محمد ربیعی
ای که در ملک ادب هستی کیا الحذر از نفس شوم بی حیا
گر اسیر نفس اَمّاره شوی از حریم اُنس آواره شوی
نفس لوّامه شود امّاره ات باز دارد نیک سازد چاره ات
مطمئنّه گر شود لوّامه ات میکند اصلاح هر برنامه ات
با نوای اِرجِعی افلاک را در نوردی ترک گویی خاک را
تونه از خاکی نه از افلاک هم برتری از جمله ی املاک هم
سر سجده از صفی الله توی نکته ی تفسیر کَرَّمنا توی
آنچنان بگزیده و والا شدی آب و گل بودی صفی الله شدی
یاد بادت گر بگویی این منم گفته ای در خدمت اهریمنم
در تواضع همچو مشتی خاک باش برتر از افلاک و از املاک باش
رفعت اندر اَکرم واتقی ببین نی چو شیطان در قیاسِ نار وطین
(( از کتاب ادریبهشت ربیعی))